السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

436

تفسير الميزان ( فارسي )

بوديم ، و ما آن روز بر سر جان بيعت نكرديم ، بلكه بر اين معنا بيعت كرديم كه فرار نكنيم « 1 » . مؤلف : اينكه مسلمانان در آن روز هزار و چهار صد نفر بوده‌اند در رواياتى ديگر نيز آمده . و در بعضى « 2 » از روايات آمده كه هزار و سيصد . و در بعضى « 3 » هزار و هشتصد نفر بودند . و همچنين در بعضى « 4 » آمده كه بيعت بر سر فرار نكردن بوده . و در بعضى « 5 » ديگر آمده بر سر جان دادن بوده است . و نيز در همان كتاب است كه احمد از جابر ، و مسلم از ام بشر ، از خود بشر از رسول خدا ( ص ) روايت كرده‌اند كه فرمود : احدى از آنان كه در زير درخت بيعت كردند داخل آتش دوزخ نمىشود « 6 » . باز در همان كتابست كه ابن ابى حاتم از ابن عباس روايت آورده كه در تفسير آيه * ( « فَعَلِمَ ما فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ » ) * گفته : اين سكينت تنها به كسانى نازل شد كه خدا در آنان وفايى سراغ داشت « 7 » . مؤلف : اين روايت ، روايت قبلى را تخصيص مىزند ، و مىفرمايد چنان نيست كه همه آنهايى كه بيعت كردند داخل آتش نشوند ، بلكه تنها مشمولين سكينت چنين هستند ، دليلش هم آيه قبل است كه مىفرمايد : « إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّه يَدُ اللَّه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِه وَمَنْ أَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْه اللَّه فَسَيُؤْتِيه أَجْراً عَظِيماً » كه ترجمه اش گذشت . و از آن برمىآيد كه بيعت كنندگان در آن روز همه بر بيعت خود وفا نكردند ، و بعضى بيعت خود را شكستند ، چون شرط كرده بود كسانى اجر عظيم دارند - و در نتيجه خدا هم از آنان راضى است - كه وفا به عهد نموده آن را نشكستند . و قمى « 8 » هم اين معنا را در تفسير خود آورده ، و گويا گفتارش كلام امام باشد . و نيز در الدر المنثور در ذيل جمله * ( « إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا . . . » ) * آمده كه ابن ابى شيبه ، احمد ، بخارى ، مسلم ، نسايى ، ابن جرير ، طبرانى ، ابن مردويه و بيهقى - در كتاب دلائل - از سهل بن حنيف روايت كرده‌اند كه در روز جنگ صفين گفت : نفس خود را متهم بدانيد ( و او را مورد اعتماد قرار ندهيد ، چون به زودى مسير خود را تغيير مىدهد ) ما در روزن حديبيه كوشش مىكرديم آن صلحى كه بين رسول خدا ( ص ) و مشركين برقرار شد برقرار نشود ، و تاخير افتد ، و ميل داشتيم دست به جنگ نزنيم .

--> ( 1 و 2 و 3 و 4 و 5 و 6 و 7 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 74 . ( 8 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 315 .