السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

411

تفسير الميزان ( فارسي )

است ، و يعنى اى پيامبر اعتمادت به نصرت خدا باشد ، نه به نصرت آنان . ولى اين هم با مقام آيه جور نيست ، براى اينكه مقام ، مقام اعظام بيعت رسول خدا است ، و اينكه بيعت مردم با آن جناب آن قدر مهم است كه گويى بيعت با خود خدا است ، و اعتماد از نصرت خدا هر چند كار خوبى است ، ليكن اجنبى از مقام آيه است . بعضى « 1 » ديگر گفته‌اند : مراد از كلمه « يد » عطيه و نعمت است ، يعنى نعمت خدا بر مسلمين كه يا ثواب است و يا توفيق بيعت ، فوق نعمت و خدمتى است كه آنها به تو كرده‌اند و با تو بيعت نمودند . بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : نعمت خدا بر مردم كه هدايتشان كرده عظيمتر از خدمتى است كه آنها به تو كردند ، و تو را اطاعت نمودند . و از اين قبيل توجيه ها كه ما فايده اى در بحث پيرامون آنها نمىبينيم . بحث روايتى در الدر المنثور است كه ابن عدى ، ابن مردويه ، خطيب و ابن عساكر در كتاب تاريخ خود از جابر بن عبد اللَّه روايت كرده‌اند كه گفت : وقتى آيه * ( « وَتُعَزِّرُوه » ) * بر پيغمبر نازل شد ، به اصحاب خود فرمود : مىدانيد يعنى چه ؟ عرضه داشتند : خدا و رسولش داناتر است . فرمود : يعنى او را يارى مىكنيد « 3 » . و در عيون الاخبار به سند خود از عبد اللَّه بن صالح هروى روايت كرده كه گفت : من به على بن موسى الرضا ( ع ) عرضه داشتم : يا بن رسول اللَّه ! شما در باره اين حديث كه راويان حكايتش مىكنند كه مؤمنين خدا را از همان منزلهاى بهشتى خود زيارت مىكنند ، چه مىفرمايى ؟ فرمود : اى ابا صلت ! خداى تعالى پيغمبر خود را از تمامى خلائق حتى از ملائكه و انبياء برترى داده ، و طاعت او را طاعت خود خوانده ، و بيعت با او را بيعت با خود خوانده ، و زيارتش در دنيا و آخرت را زيارت خود خوانده و در باره اطاعتش فرموده : « مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّه » ، و در باره بيعتش فرموده : * ( « إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّه يَدُ اللَّه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ » ) * و خود رسول خدا ( ص ) فرموده : « هر كس مرا زيارت

--> ( 1 و 2 ) روح المعانى ، ج 26 ، ص 96 - 97 . ( 3 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 71 .