السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
4
تفسير الميزان ( فارسي )
بيان آيات اين سوره پيرامون مساله وحى سخن مىگويد كه خود نوعى تكلم از ناحيه خداى سبحان با انبياء و رسل او است . هم چنان كه مىبينيم در آغاز مىفرمايد * ( « كَذلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ اللَّه . . . » ) * و در آخر هم مىفرمايد « وَما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَه اللَّه إِلَّا وَحْياً » - تا آخر سوره . و نيز در بين سوره هم چند نوبت سخن از وحى مىآورد ، يك جا مىفرمايد : * ( « وَكَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيًّا . . . » ) * جايى ديگر مىفرمايد : « شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِه نُوحاً . . . » و نيز مىفرمايد : « اللَّه الَّذِي أَنْزَلَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ وَالْمِيزانَ . . . » و همچنين چند نوبت در سوره سخن از رزق به ميان آورده چون وحى خود رزقى است براى انبياء . بنا بر اين مساله وحى موضوعى است كه در اين سوره محور كلام قرار گرفته . و اما مطالب ديگر از قبيل آيات توحيد و صفات مؤمنين و كفار ، و سرانجامى كه هر يك از اين دو فريق دارند ، و بازگشتشان به خداى سبحان در روز قيامت ، از باب « الكلام يجر الكلام حرف ، حرف مىآورد » مىباشد ، و منظور اولى سوره نيست . اين سوره در مكه نازل شده - مگر چند آيه آن كه استثناء شده است ، و آن آيه « وَالَّذِينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ » تا آخر سه آيه ، و يكى هم آيه « قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى » تا آخر چهار آيه است كه در باره اش - ان شاء اللَّه - سخن خواهيم گفت . * ( « حم عسق » ) * اين پنج حرف از حروف مقطعه است كه در اوائل چند سوره از سوره هاى قرآنى آمده ، و اين از مختصات قرآن كريم است و در هيچ كتاب آسمانى ديگر ديده نمىشود . مفسرين - قدماء و متاخرين - در تفسير آنها اختلاف كردهاند ، و صاحب مجمع البيان ، مرحوم طبرسى در تفسير خود يازده قول از آنها در معناى آن نقل كرده . 1 - اين حروف از متشابهات قرآن است كه خداى سبحان علم به آن را به خود اختصاص داده ، و در ذيل آيه هفتم از سوره آل عمران فرموده : « تاويل متشابهات را جز خدا كسى نمىداند » . 2 - هر يك از اين حروف مقطعه نام سوره اى است كه در آغازش قرار دارد . 3 - اين حروف اسمايى هستند براى مجموع قرآن . 4 - مراد از اين حروف اين است كه بر اسماء خداى تعالى دلالت كنند . پس معناى