السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

394

تفسير الميزان ( فارسي )

* ( « وَيُعَذِّبَ الْمُنافِقِينَ وَالْمُنافِقاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكاتِ . . . » ) * اين جمله عطف است بر جمله « يدخل » ، به همان معنايى كه گذشت . و اگر منافقين و منافقات را قبل از مشركين و مشركات آورد ، براى اين است كه خطر آنها براى مسلمانان از خطر اينها بيشتر است ، و چون عذاب اهل نفاق سختتر از عذاب اهل شرك است ، هم چنان كه فرمود : « إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ منافقين در پايينترين نقطه آتش قرار دارند » . * ( « الظَّانِّينَ بِاللَّه ظَنَّ السَّوْءِ » ) * - كلمه « سوء » - به فتحه سين و سكون واو - مصدر و به معناى قبح است ، به خلاف كلمه « سوء » - به ضم سين - كه اسم مصدر است ، و ظن سوء همان است كه خيال مىكردند خدا نمىتواند رسول خود را يارى كند . بعضى « 1 » هم گفته‌اند : ظن سوء اعم از آن و از ساير پندارهاى زشت از قبيل شرك و كفر است . * ( « عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ » ) * - نفرينى است بر منافقين ، و يا حكمى است كه خداى تعالى عليه آنان رانده . مىفرمايد : به زودى گردونه بلاء كه مىگردد تا هر كه را مىخواهد هلاك و عذاب كند ، بر سرشان بچرخد ، و يا به زودى مىچرخد . * ( « وَغَضِبَ اللَّه عَلَيْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ » ) * - اين جمله عطف است بر جمله * ( « عَلَيْهِمْ دائِرَةُ . . . » ) * ، و جمله « و ساءت مصيرا » بيان بدى بازگشتگاه آنان است ، هم چنان كه جمله * ( « وَكانَ ذلِكَ عِنْدَ اللَّه فَوْزاً عَظِيماً » ) * در آيه قبلى بيان خوبى بازگشتگاه اهل ايمان بود . * ( « وَلِلَّه جُنُودُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ » ) * معناى اين جمله در سابق گذشت ، و ظاهرا مىخواهد مضمون دو آيه را تعليل كند ، يعنى آيه * ( « لِيُدْخِلَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ ) * . . . * ( وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ » ) * ، طبق همان بيانى كه در نظير اين آيه كه مساله انزال سكينت در قلوب مؤمنين را تعليل مىكرد آورديم . بعضى از مفسرين « 2 » گفته‌اند : مضمون اين جمله تنها مربوط به آيه اخير است ، پس تهديدى است براى منافقين و مشركين ، و مىفرمايد : شما در قبضه قدرت خدا هستيد ، و خدا از شما انتقام خواهد گرفت . ولى وجه اول روشنتر است . بحث روايتى در تفسير قمى در ذيل جمله * ( « إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً » ) * مىگويد : پدرم از ابن ابى

--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 26 ، ص 94 ( 2 ) روح المعانى ، ج 26 ، ص 95