السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

391

تفسير الميزان ( فارسي )

و اما اينكه آيات داله بر زياد و كم شدن ايمان را تاويل كردند ، تاويلشان درست نيست ، براى اينكه تاويل اولشان اين بود كه ايمان زياد ، آن ايمانهاى متعددى است كه بين تك تك آنها فترت و فاصله زيادى نباشد ، و ايمان اندك ايمانى است كه عددش كم و فاصله بين دو عدد از آنها زياد باشد ، و اين تاويل مستلزم آن است كه صاحب ايمان اندك در حال فترتهايى كه دارد كافر و در حال تجدد ايمان مؤمن باشد ، و اين چيزى است كه نه قرآن با آن سازگار است و نه در سراسر كلام خدا چيزى كه مختصر اشعارى به آن داشته باشد ديده مىشود . و اگر خداى تعالى فرموده : « وَما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّه إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ » « 1 » هر چند ممكن است به دو احتمال دلالت كند ، يكى اينكه ايمان خودش شدت و ضعف بپذيرد - كه نظر ما همين است - و يكى هم اينكه چنين دلالتى نداشته باشد ، بلكه دلالت بر نفى آن داشته باشد . الا اينكه دلالت اوليش قوىتر است ، براى اينكه مدلولش اين است كه مؤمنين در عين حال ايمانشان ، مشركند ، پس ايمانشان نسبت به شرك ، محض ايمان است ، و شركشان نسبت به ايمان محض شرك است ، و اين همان شدت و ضعف پذيرى ايمان است . و تاويل دومشان اين بود كه زيادى و كمى ايمان و كثرت و قلت آن بر حسب قلت و كثرت احكام نازله از ناحيه خدا است ، و در حقيقت صفتى است مربوط به حال متعلق ايمان ، و علت زيادى و كمى ، ايمان است نه خودش . و اين صحيح نيست ، زيرا اگر مراد آيه شريفه * ( « لِيَزْدادُوا إِيماناً مَعَ إِيمانِهِمْ » ) * اين بود ، جا داشت اين نتيجه را نتيجه تشريع احكامى زياد قرار بدهد ، نه نتيجه انزال سكينت در قلوب مؤمنين - دقت فرماييد . بعضى « 2 » ديگر زيادت ايمان در آيه را حمل بر زيادى آثار آن كه همان نورانيت قلب است كرده‌اند . اين وجه نيز خالى از اشكال نيست ، چون كمى و زيادى اثر بخاطر كمى و زيادى مؤثر است ، و معنا ندارد ايمان قبل از سكينت كه با ايمان بعد از سكينت از هر جهت مساوى است ، اثر بعد از سكينتش بيشتر باشد . بعضى « 3 » هم گفته‌اند : ايمانى كه در آيه شريفه كلمه « مع » بر سرش در آمده ايمان فطرى است ، و ايمان قبليش ايمان استدلالى است ، و معناى جمله اين است : ما بر دلهايشان سكينت نازل كرديم تا ايمانى استدلالى بر ايمان فطرى خود بيفزايند . اين توجيه هم درست

--> ( 1 ) اكثرشان به خدا ايمان ندارند مگر اينكه مشرك هم هستند . سوره يوسف ، آيه 106 . ( 2 ) روح المعانى ، ج 26 ، ص 93 . ( 3 ) روح المعانى ، ج 26 ، ص 94 .