السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

378

تفسير الميزان ( فارسي )

او همان خدايى است كه سكينت و آرامش و قوت قلب را بر دلهاى مؤمنين نازل كرد تا ايمانى بر ايمان خود بيفزايند ، آرى براى خدا همه رقم لشكر در آسمانها و زمين هست و خدا مقتدرى شكست ناپذير و حكيمى فرزانه است ( 4 ) . و نيز چنين كرد تا مردان و زنان مؤمن را به جناتى درآورد كه از زير آن نهرها جارى است جناتى كه ايشان در آن جاودانه‌اند و گناهانشان را جبران كند كه اين در آخرت ( نزد خدا ) رستگارى عظيمى است ( 5 ) . و مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرك را كه به خدا ظن بد مىبردند عذاب نموده گردونه عذاب بر سرشان گرداند ، و خدا بر آنان خشم و لعنت كرد و جهنم را كه بازگشتگاه بدى است برايشان آماده نمود ( 6 ) . و خداى را لشكريانى در آسمانها و زمين است و خدا ، مقتدرى شكست ناپذير و حكيمى فرزانه است ( 7 ) . بيان آيات مضامين آيات اين سوره با فصول مختلفى كه دارد انطباقش بر قصه صلح حديبيه كه در سال ششم از هجرت اتفاق افتاد روشن است ، و همچنين با ساير وقايعى كه پيرامون اين قصه اتفاق افتاد ، مانند داستان تخلف اعراب از شركت در اين جنگ و نيز جلوگيرى مشركين از ورود مسلمانان به مكه ، و نيز بيعتى كه بعضى از مسلمانان در زير درختى انجام دادند كه تاريخ ، تفصيل آنها را آورده ، و ما هم به زودى قسمتى از رواياتش را در بحث روايتى آينده - ان شاء اللَّه - مىآوريم . پس غرض سوره بيان منتى است كه خداى تعالى به رسول خدا نهاده ، و در اين سفر فتحى آشكار نصيبش فرموده . و نيز منتى كه بر مؤمنين همراه وى نهاده و مدح شايانى است كه از آنان كرده ، و وعده جميلى است كه به همه كسانى از ايشان داده كه ايمان آورده و عمل صالح كرده‌اند . و اين سوره در مدينه نازل شده . * ( « إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً » ) * اين جمله در زمينه منت نهادن قرار دارد . و اگر مطلب را با كلمه « ان » و نسبت دادن فتح به نون عظمت ( نا ) و توصيف آن به كلمه « مبين » تاكيد كرده ، براى اين است كه نسبت به اين فتح عنايتى داشته كه با آن منت گذارده .