السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
359
تفسير الميزان ( فارسي )
اين است كه : تو به علمى كه نسبت به * ( « لا إِله إِلَّا اللَّه » ) * دارى تمسك بجوى و آن را رها نكن و براى گناهت طلب مغفرت كن . در سابق در معناى نسبت گناه به رسول خدا ( ص ) توضيحى گذشت ، و نيز به زودى در تفسير اول سوره فتح توضيحى در اين زمينه خواهد آمد . * ( « وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ » ) * - اين جمله دستور مىدهد به رسول خدا كه براى مؤمنين و مؤمنات از امتش طلب مغفرت كند . و حاشا بر خداى تعالى كه دستور استغفار بدهد و آن استغفار را با مغفرت مواجه نسازد ، دستور دعا بدهد و اجابت نكند . * ( « وَاللَّه يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَمَثْواكُمْ » ) * - اين جمله ، مطلب اول آيه كه مىفرمود : * ( « فَاعْلَمْ أَنَّه » ) * را تعليل مىكند و ظاهرا كلمه « متقلب » مصدر ميمى به معناى انتقال از حالى به حالى باشد ، و همچنين كلمه « مثوى » به معناى مصدرى يعنى استقرار و سكونت باشد و مراد اين باشد كه خداى تعالى همه احوال شما را مىداند ، هم حال دگرگونگى شما را ، و هم ثباتتان را ، هم حركتتان را ، هم سكونتان را ، پس چه بهتر كه بر دين توحيد ثابت باشيد و از او طلب مغفرت كنيد و بترسيد از اينكه مهر بر دلهايتان زده ، مهارتان را به دست هواهايتان بسپارد . بعضى از مفسرين « 1 » گفتهاند : مراد از « متقلب » و « مثوى » تصرف در زندگى و دنيا و استقرار در آخرت است . بعضى « 2 » ديگر گفتهاند : « تقلب » به معناى تصرف در بيدارى ، و « مثوى » به معناى محل خواب است . بعضى « 3 » ديگر گفتهاند : تقلب ، تصرف در معايش و كار و كسب ، و مثوى استقرار در منازل است . ولى آنچه ما اختيار كرديم ظاهرتر و عمومىتر است . * ( « وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا لَوْ لا نُزِّلَتْ سُورَةٌ . . . » ) * كلمه « لولا » به معناى كلمه « هلا - چرا » است ، مىپرسند : چرا سوره اى نازل نشد و به اين وسيله اظهار رغبت مىكنند به اينكه سوره اى جديد نازل شود و تكاليفى جديد بياورد ، تا امتثالش كنند . و مراد از « سوره محكمه » سوره اى است كه بيانش روشن و بدون تشابه باشد . و مراد از اينكه فرمود : « در آن قتال ذكر شود » ، اين است كه در آن به قتال امر شود . و مراد از * ( « الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ » ) * مؤمنينى است كه ايمانشان ضعيف است ، نه منافقين ، چون آيه صريح است در اينكه اظهار كنندگان مذكور كه آن حرفها را زدند مؤمنين بودهاند ، نه منافقين و نه اعم از مؤمنين و منافقين ، چون عبارت * ( « الَّذِينَ آمَنُوا » ) * منافقين را شامل
--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 102 . ( 2 و 3 ) روح المعانى ، ج 26 ، ص 66 .