السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

343

تفسير الميزان ( فارسي )

فرق بين وجه مرحوم طبرسى و وجهى كه ما بيان كرديم اين است كه : بنا به گفته ما ، اصلاح بال دومى ، نظير عطف تفسيرى است براى جمله * ( « سَيَهْدِيهِمْ » ) * ، نه اصلاح در نعيم آخرت ، و جمله * ( « وَيُدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ » ) * بنا به گفته او به منزله عطف تفسيرى است براى جمله * ( « وَيُصْلِحُ بالَهُمْ » ) * نه آنكه ما گفتيم كه اصلاح حال آنان قبل از دخول جنت است . * ( « وَيُدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ عَرَّفَها لَهُمْ » ) * اين جمله منتهى اليه هدايت ايشان است . و جمله * ( « عَرَّفَها لَهُمْ » ) * حال از * ( « يُدْخِلُهُمُ » ) * است ، يعنى به زودى ايشان را داخل بهشت مىكند در حالى كه بهشت را يا در دنيا و به وسيله وحى انبياء و يا به وسيله بشارت در هنگام قبض روح ، يا در قبر ، و يا در قيامت ، و يا در همه اين مواقف به ايشان شناسانده باشد . اين آن معنايى است كه از سياق استفاده مىشود . بحث روايتى در الدر المنثور است كه ابن مردويه از على ( ع ) روايت كرده كه گفت : سوره محمد آيه اى است در ما و آيه اى است در بنى اميه « 1 » . مؤلف : قمى هم در تفسير خود از پدرش از بعضى اصحاب اماميه از امام صادق ( ع ) مثل آن را روايت كرده « 2 » . و در مجمع البيان در ذيل جمله * ( « فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ . . . » ) * گفته : از ائمه هدى ( ع ) روايت شده كه اسيران جنگى دو جورند : گروهى قبل از تمام شدن جنگ دستگير مىشوند با اينكه هنوز تنور جنگ داغ است ، امام مسلمين در باره آنان اختيار دارد ، اگر خواست به قتل مىرساند و اگر خواست يك دست و يك پايشان را به طور عكس قطع نموده رهايشان مىكند ، تا در اثر خونريزى بميرند ولى نمىتواند بدون عوضى و يا با گرفتن عوض رهايشان كند . قسم دوم از اسيران آنهايند كه بعد از تمام شدن جنگ اسير مىشوند كه امام مسلمين در باره آنان اختيار بيشترى دارد ، هم مىتواند بدون گرفتن فداء آزادشان كند و هم مىتواند فداء پولى و يا انسانى بگيرد ، و هم مىتواند آنها را برده كند ، و هم مىتواند گردن بزند . و در

--> ( 1 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 46 . ( 2 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 301 .