السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
338
تفسير الميزان ( فارسي )
پس مراد از جمله * ( « الَّذِينَ كَفَرُوا » ) * كفار مكه و ساير كفارى است كه از ايشان پيروى مىكنند ، و اين كفار بودند كه مردم را از ايمان آوردن به رسول خدا ( ص ) منع كرده ، و ايشان را وسوسه مىنمودند . و نيز از زيارت مسجد الحرام جلوگيرى مىكردند . * ( « أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ » ) * - يعنى خداوند اعمال ايشان را باطل كرد ، در نتيجه ، اعمالشان راه به مقصد نمىبرد ، چون مقصد آنان از اعمالشان اين بود كه حق را باطل و باطل را زنده كنند ، و هرگز نمىتوانند . پس جمله مورد بحث نظير جمله اى است كه خداى تعالى مكرر خاطرنشان نموده مىفرمايد : « وَاللَّه لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ » « 1 » و خداى تعالى وعده داده كه حق را زنده كند ، و باطل را ميرانده و باطل كند ، هم چنان كه فرموده : « لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَيُبْطِلَ الْباطِلَ وَلَوْ كَرِه الْمُجْرِمُونَ » « 2 » . و مراد از ضلالت اعمال كفار ، باطل شدن و فساد آن است قبل از اينكه به نتيجه برسد ، و خداى تعالى اين معنا را به عنوان استعاره كنايى ضلالت خوانده است . * ( « وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَآمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلى مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ . . . » ) * ظاهر اينكه صدر آيه مطلق آمده ، اين است كه مطلق دارندگان ايمان و عمل صالح منظورند ، در نتيجه جمله * ( « وَآمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلى مُحَمَّدٍ » ) * كه ايمان آوردن را مختص به يك طائفه مىداند ، قيدى احترازى خواهد بود ، نه تاكيد كه صرفا به خاطر عنايتى كه به ايمان دارد قيد مزبور را آورده باشد . * ( « وَهُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ » ) * - اين قسمت ، جمله اى است معترضه . و ضمير « هو » راجع به * ( « بِما نُزِّلَ . . . » ) * است . * ( « كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بالَهُمْ » ) * - در مجمع البيان گفته : كلمه « بال » به معناى حال و شان است ، و بال به معناى قلب نيز مىآيد ، مثلا مىگويند : « خطر ببالى كذا - بدلم چنين افتاد » و اين كلمه جمع ندارد ، چون از آن دو كلمه ديگر يعنى حال و شان ، مبهمتر و كلىتر است « 3 » .
--> ( 1 ) خدا كافران را هدايت نمىكند . سوره بقره ، آيه 264 . ( 2 ) تا حق را محقق و باطل را نابود سازد هر چند كه مجرمان نخواهند . سوره انفال ، آيه 8 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 96 .