السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
310
تفسير الميزان ( فارسي )
حسنه نيست نه مقبول است و نه غير مقبول . و جمله * ( « فِي أَصْحابِ الْجَنَّةِ » ) * متعلق است به جمله « نتجاوز » و معنايش اين است كه : ما از گناهان آنان نيز در جمله كسانى كه گناهانشان بخشوده مىشود و اهل بهشت مىشوند ، درمىگذريم . در نتيجه جمله مزبور حال از ضمير « عنهم » خواهد بود . * ( « وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذِي كانُوا يُوعَدُونَ » ) * - يعنى خداوند با اين كلام خود وعده شان مىدهد وعده اى صدق كه تا كنون به زبان انبياء و رسل وعده داده مىشدند . ممكن هم هست مراد اين باشد كه در قيامت با اين تقبل و تجاوز آن وعده صدقى كه در دنيا داده مىشدند منجز مىشود . * ( « وَالَّذِي قالَ لِوالِدَيْه أُفٍّ لَكُما أتَعِدانِنِي أَنْ أُخْرَجَ وَقَدْ خَلَتِ الْقُرُونُ مِنْ قَبْلِي » ) * بعد از آنكه وضع انسان تائب و تسليم به خدا ، و درخواست او براى خلوص و اخلاص و نيكى به والدين ، و اصلاح اولادش را ذكر كرد ، در مقابل اين انسان ، انسان ديگرى را يادآور شده كه به خدا و رسولش و معاد ، كفر مىورزد ، و چون پدر و مادرش او را به سوى ايمان دعوت نموده از معاد مىترسانند عاق پدر و مادر مىشود . پس اينكه فرمود : * ( « وَالَّذِي قالَ لِوالِدَيْه أُفٍّ لَكُما » ) * ، ظاهرش اين است كه مبتدايى است در معناى جمع كه خبرش جمله * ( « أُولئِكَ الَّذِينَ » ) * است . و كلمه « اف » يك كلمه است ولى دو معنا را اظهار مىدارد ، يكى خستگى و يكى هم خشم . و جمله * ( « أتَعِدانِنِي أَنْ أُخْرَجَ » ) * استفهامى است توبيخى ، و معنايش اين است كه : آيا مرا تهديد مىكنى كه يك بار ديگر از قبرم بيرونم كنند ، و براى پس دادن حساب حاضرم سازند ، و خلاصه آيا مرا به معاد تهديد مىكنى ؟ در حالى كه * ( « وَقَدْ خَلَتِ الْقُرُونُ مِنْ قَبْلِي » ) * امتهايى كه قبل از من بودند و هلاك شدند ، احدى از آنان زنده و مبعوث نشد . و اين استفهام در حقيقت به پندار آنان حجتى بوده بر نفى معاد ، به اين بيان كه اگر در اين ميان احياء و بعثى مىبود ، بايد بعضى از افرادى كه تا كنون مردهاند زنده شده باشند ، با اينكه مردگان تا امروز بشر ، در اين قرنهاى طولانى كه نمىتوان آغازش را دقيقا معين كرد ، آن قدر زياد بودند كه از حد شمار بيرونند ، و از هيچ يك آنها خبر و اثرى نشده . ولى اين نابخردان اينقدر نفهميدهاند كه اگر بعضى از مردگان گذشته زنده مىشدند ، در دنيا زنده مىشدند ، و تهديد و وعيد خداى سبحان اين نيست ، بلكه زنده شدن در آخرت و برخاستن در نشاه ديگر است نه در دنيا . * ( « وَهُما يَسْتَغِيثانِ اللَّه وَيْلَكَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّه حَقٌّ » ) * - كلمه « يستغيثان » از مصدر