السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
305
تفسير الميزان ( فارسي )
مادرش او را به حملى ناراحت كننده حمل كرد و به وضعى ناراحت كننده بزاييد و حمل او تا روزى كه از شيرش مىگيرد سى ماه است و تا هنگامى كه به حد بلوغ و رشد عقلى برسد هم چنان پدر و مادر مراقبش هستند تا به حد چهل سالگى برسد . آن وقت مىگويد : پروردگارا نصيبم كن كه شكر آن نعمتهايى كه به من و پدر و مادرم انعام فرمودى به جاى آرم و اعمال صالح كه مايه خشنودى تو باشد انجام دهم . پروردگارا ذريه مرا هم برايم اصلاح فرما . پروردگارا من امروز به درگاهت توبه مىآورم و از تسليم شدگانت هستم ( 15 ) . اين گونه انسانهايند كه ما بهترين اعمالشان را قبول مىكنيم و از گناهان ايشان هم درمىگذريم آن چنان كه از گناهان اهل بهشت درمىگذريم ، و اين وعده صدقى است كه از آغاز خلقت تا به امروز گوشزد انسانها شده است ( 16 ) . و آن كس كه به پدر و مادرش مىگفت : اف بر شما تا كى مرا مىترسانيد از اينكه دوباره زنده شوم اين همه مردم كه قبل از من مردند كدامشان برگشتند . پدر و مادرش به خدا پناه مىبرند تا شايد فرزندشان را هدايت كند و به فرزند مىگويند : واى بر تو به روز جزاء ايمان آور كه وعده خدا حق است ، و او هم چنان مىگويد : اينها خرافات عهد قديم است ( 17 ) . چنين كسانى عذاب خدا بر آنان حتمى شده است و در زمره امتهاى گذشته از جن و انسند كه زيانكار شدند ( 18 ) . و براى هر يك از انسانهاى نامبرده درجاتى است از پاداش و كيفر اعمالشان ( و اين اختلافها به خاطر اهدافى است ناگفتنى و يكى از آنها اين است كه ) پروردگارشان خود اعمالشان را به ايشان بر مىگرداند تا ظلمى به ايشان نشود ( 19 ) . در روزى كه كفار بر آتش عرضه مىشوند به ايشان گفته مىشود : هر سرمايه خيرى داشتيد در زندگى دنيا از دست داديد و با آن عياشى كرديد در نتيجه امروز در برابر استكبارى كه در زمين و بدون حق مىورزيدند به عذاب خوارى دچار مىشويد ، هم به خاطر استكبارتان و هم به خاطر فسقى كه مرتكب مىشديد ( 20 ) . بيان آيات بعد از آنكه در جمله « لِيُنْذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَبُشْرى لِلْمُحْسِنِينَ » مردم را به دو قسم « ظالمين » و « محسنين » تقسيم نمود و در آن اشاره كرد به اينكه ظالمان سرنوشتى دارند كه همواره از آن مىترسند و خود را بر حذر مىدارند ، و محسنين سرنوشتى دارند كه همواره برايشان