السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
302
تفسير الميزان ( فارسي )
داخل بهشت مىشوند و مشمول مغفرت مىگردند . علاوه بر اين ، سوره احزاب مدتها قبل از سوره فتح نازل شده و معنا ندارد كه آيات آن ، نظرى به آيات سوره فتح داشته باشد . و نيز در همان كتاب آمده كه : ابو يعلى ، ابن جرير ، طبرانى و حاكم - وى حديث را صحيح دانسته - به سندى صحيح از عوف بن مالك اشجعى ، روايت كرده كه گفت : روزى رسول خدا ( ص ) به راه افتاد من نيز در خدمتش بودم ، تا داخل شديم به معبد يهوديان ، و چون روز عيدشان بود ، از ورود ما خوششان نيامد . پس رسول خدا ( ص ) به ايشان فرمود : دوازده نفر يهودى داوطلب شويد شهادت دهيد به يگانگى خدا ، و نبوت محمد بن عبد اللَّه تا خداى تعالى عذابى كه شامل حال تمامى يهوديان زير آسمان شده از ايشان بر طرف سازد . يهوديان همه سكوت كردند ، همين كه يكى از آنها داوطلب شد رسول خدا ( ص ) مجددا پيشنهاد خود را تكرار كرد ، ولى ديگر كسى پاسخ نداد . بار سوم تكرار كرد ، احدى اجابت ننمود . آن گاه رسول خدا ( ص ) پرسيد : زير بار نمىرويد ؟ پس بدانيد به خدا سوگند كه من حاشر و عاقب و مقضىام ، چه ايمان بياوريد و چه تكذيب كنيد . آن گاه برگشت و من هم با او بودم ، همين كه خواستيم از در خارج شويم ، مردى از پشت سر آن جناب گفت : اى محمد ! همانجا كه هستى بايست ، پس رو كرد به يهوديان و پرسيد : اى مردم يهود تا كنون كه من در بين شما بودم مرا چگونه مردى يافتيد ؟ گفتند : به خدا سوگند ما در بين خود مردى داناتر از تو به كتاب خدا ، و فقيه تر از تو و از پدرت و از جدت سراغ نداريم . آن مرد بعد از گرفتن اين گواهى و اعتراف گفت : پس بدانيد كه من خدا را شاهد مىگيرم كه اين محمد همان پيغمبرى است كه شما در تورات و انجيل نامش را يافتهايد . قوم يهود گفتند : اين را دروغ مىگويى . و گواهى او را رد كردند ، و به او بد و بيراه هم گفتند . پس رسول خدا ( ص ) فرمود : شما دروغ گفتيد ، و سخن شما هرگز مقبول واقع نمىشود . آن گاه رسول خدا ( ص ) و من و آن مرد يهودى كه نامش « ابن سلام » بود بيرون آمديم چيزى نگذشت كه آيه * ( « قُلْ أرَأَيْتُمْ إِنْ كانَ مِنْ عِنْدِ اللَّه وَكَفَرْتُمْ بِه وَشَهِدَ شاهِدٌ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ عَلى مِثْلِه فَآمَنَ وَاسْتَكْبَرْتُمْ إِنَّ اللَّه لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ » ) * نازل گرديد « 1 »
--> ( 1 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 39 .