السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

242

تفسير الميزان ( فارسي )

آيات ناميده شده‌اند كه بيانگر معارف اعتقادى و يا احكام عملى ، و يا احكام اخلاقى مىباشند . احكامى كه خدا آن را مىپسندد ، و بدان امر مىكند ، و از بندگانش مىخواهد كه به آنها عمل كنند ، چون مضامين آن آيات بر آن احكامى دلالت دارد كه از ناحيه خدا نازل شده است ، و ايمان به اين آيات ايمان به دلالت آنها بر خداى تعالى است كه قهرا ملازم با ايمان به مدلول آنها نيز هست . و نيز معجزات را از اين رو آيات مىنامند كه اگر از قبيل مرده زنده كردن و امثال آن باشد ، آياتى كونيه است ، و همان دلالت آيات كونيه را دارد . و اگر از قبيل پيشگوييها و يا خود قرآن كريم باشد كه برگشت دلالت آنها نيز به دلالت آيات كونيه خواهد بود ، چون با هستى خود ، دلالت مىكند بر هستى خداى تعالى و صفات او . * ( « تِلْكَ آياتُ اللَّه نَتْلُوها عَلَيْكَ » ) * - اين جمله اشاره است به آيات قرآنى كه بر آن جناب تلاوت شده ، و ممكن هم هست اشاره باشد به آيتهاى وجوديى كه در سه آيه قبل بدان اشاره شده بود . اين سؤال پيش مىآيد كه پس چرا فرمود « نتلوها » در پاسخ مىگوييم به اين عنايت كه دال و مدلول با هم متحدند . پس بنا بر اين احتمال ، در اين جمله ، در عين حال كه فرموده : « نتلوها » نظرى به آيت بودن قرآن ندارد . * ( « فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّه وَآياتِه يُؤْمِنُونَ » ) * - بعضى از مفسرين « 1 » گفته‌اند : اين جمله از قبيل اين سخن است كه كسى بگويد : « من از زيد و كرمش در شگفتم » با اينكه از زيد در شگفت نيست ، بلكه از كرم و سخاوت او در شگفت است . و معناى جمله بر حسب نظر دقيق اين است كه كرم زيد مرا به شگفت آورده ، و زيد از حيث كرمش مرا به شگفت درآورده ، در نتيجه معناى جمله مورد بحث هم اين مىشود كه بعد از آيات خدا - يعنى آيات قرآنش - ديگر به چه سخنى ايمان مىآورند ، يعنى وقتى به اين سخن ايمان نياورند ديگر بعد از آن به چه سخنى ايمان خواهند آورد . بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : در اين جمله چيزى حذف شده ، و تقديرش چنين است : « اذا لم يؤمنوا فباى حديث بعد حديث اللَّه و آياته يؤمنون » يعنى اينان كه ايمان نياوردند ، ديگر به چه حديثى بعد از حديث خدا و آياتش ايمان مىآورند . ولى بنا بر اين كه تقدير چنين باشد ، مناسبتر آن است كه بگوييم : مراد از

--> ( 1 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 285 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 73 .