السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

211

تفسير الميزان ( فارسي )

« آمدن رسول » تبليغ رسالت است ، نه اينكه از جايى بيايد . و از جمله پيامهاى الهى و رسالتهاى موسى به فرعون و قوم او يكى اين بوده كه بنى اسرائيل را به دست موسى بسپارند . و از آزار و شكنجه آنان دست بردارند . و مراد از كلمه « عباد اللَّه » همان بنى اسرائيل است ، و اگر از آنان اين طور تعبير كرده براى اين بوده كه هم نسبت به آنان اظهار ترحمى كرده باشد ، و هم به فرعونيان فهمانده باشد كه استكبارى كه نسبت به بنى اسرائيل مىكنيد ، و تعدى و تجاوزى كه به حقوق آنان روا مىداريد خود استكبار بر خدا است ، براى اينكه بنى اسرائيل بندگان خدايند . و در جمله * ( « إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ » ) * كه موسى خود را به امانت توصيف مىكند ، اين احتمال دفع شده كه : مبادا در رسالتش خيانت كند و مامور نجات بنى اسرائيل از سيطره فرعونيان و بيرون كردن آنان از سرزمين فرعونيان نباشد ، و از پيش خود اين ادعاها را كند . هم چنان كه بنا به حكايت قرآن ، فرعون اين احتمال را در ذهن قومش تقويت مىكرد و به بزرگان قوم خود مىگفت : « إِنَّ هذا لَساحِرٌ عَلِيمٌ يُرِيدُ أَنْ يُخْرِجَكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ بِسِحْرِه » « 1 » . بعضى از مفسرين « 2 » گفته‌اند : كلمه « عباد اللَّه » ندايى است به فرعون و قومش ، و تقديرش « ان أدوا الى ما آمركم به يا عباد اللَّه » مىباشد ، يعنى اى بندگان خدا آنچه دستورتان مىدهم عمل كنيد . ليكن اين تفسير خيلى مناسب نيست . چون كلمات زيادى تقدير گرفته شده كه خلاف ظاهر است . * ( « وَأَنْ لا تَعْلُوا عَلَى اللَّه إِنِّي آتِيكُمْ بِسُلْطانٍ مُبِينٍ » ) * يعنى با تكذيب رسالت من و اعراض از آنچه خدا دستورتان مىدهد بر خدا تجبر و تكبر مكنيد ، چون تكذيب يك رسول در رسالتش استعلاء و تجبر بر كسى است كه آن رسول را فرستاده . و دليل بر اينكه مراد اين است ، تعليل نهى مذكور است با جمله * ( « إِنِّي آتِيكُمْ بِسُلْطانٍ مُبِينٍ » ) * چون معناى اين جمله اين است كه آيات و يا معجزاتى كه من آورده‌ام دلالتش بر نبوت و رسالت من بارز و روشن است . بعضى از مفسرين « 3 » گفته‌اند : در اين جمله فصاحت و شيرينى تعبير به كار رفته ، چون از يك سو بين اداء رسالت و امانت جمع كرده ، و از سوى ديگر بين علو و سلطان .

--> ( 1 ) اين ساحر زبردستى است كه مىخواهد با سحر خود شما را از سرزمينتان بيرون كند . سوره شعراء ، آيه 34 و 35 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 63 . ( 3 ) روح المعانى ، ج 25 ، ص 121 .