السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
20
تفسير الميزان ( فارسي )
آيا به راستى غير از خدا اوليائى گرفتهاند ؟ در حالى كه ولى ( مردم ) تنها خداست و تنها او مردگان را زنده مىكند ، و تنها او بر هر چيز قادر است ( 9 ) . و در هر چيز كه اختلاف كنيد داورى در آن به عهده خدا است ، متوجه باشيد كه اين خدا است كه پروردگار من است ، و من تنها بر او توكل مىكنم ، و به سوى او باز مىگردم ( 10 ) . او كه پديد آورنده آسمانها و زمين است ، و از جنس خود شما برايتان همسرانى آفريد ، و نيز براى چارپايان جفت خلق كرد ، و به اين وسيله نسل شما و چارپايان را زياد كرد . هيچ چيزى مثل او نيست ، و او شنوا و بينا است ( 11 ) . كليدهاى رحمت آسمانها و زمين از آن او است ، روزى را براى هر كس بخواهد گشاده مىكند ، و براى هر كه بخواهد تنگ مىگيرد ، آرى او به هر چيزى داناست ( 12 ) . بيان آيات اين آيات فصل دوم از آيات اين سوره است كه در آن نيز مساله وحى را معرفى مىكند . چيزى كه هست در اين آيات وحى را از نظر نتائجى كه مترتب بر آن است معرفى مىكند ، هم چنان كه در فصل سابق خود آن را معرفى مىكرد و به آن اشاره مىنمود . در اين فصل مىفرمايد : غرض از وحى انذار مردم است ، و مخصوصا انذارى كه مربوط به روز قيامت است ، روزى كه همه مردم در آن جمع مىشوند و گروهى به سوى بهشت ، و گروهى ديگر به سوى آتش مىروند . چون اگر مردم به چنين روزى تهديد و انذار نشوند ، دعوت دينى به نتيجه نمىرسد و تبليغ دينى سودى نمىبخشد . آن گاه اين نكته را بيان مىكند كه دو دسته شدن مردم چيزى است كه مشيت خداى سبحان به آن تعلق گرفته ، و به همين منظور دين را براى مردم تشريع كرده ، و از راه وحى مردم را از روز جمع انذار نموده ، چون او ولى مردم است ، و آنها را بعد از مردن زنده مىكند ، و بين آنان در آنچه اختلاف مىكردند حكم مىفرمايد . آن گاه رشته كلام به مساله توحيد ربوبيت كشيده مىشود ، و اينكه به جز خداى تعالى ربى نيست ، چون صفاتى كه رب بايد داشته باشد مختص به خداست ، و هيچ شريكى در هيچ يك از آن صفات شركت ندارد . * ( « وَكَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَمَنْ حَوْلَها » ) * كلمه « كذلك » اشاره به وحيى است كه از سياق آيات قبل فهميده مىشود . و * ( « أُمَّ