السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

199

تفسير الميزان ( فارسي )

« إِنَّا جَعَلْناه قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَإِنَّه فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ » « 1 » بدان اشاره مىكند ، كه بحثش در تفسير سوره هود و زخرف گذشت ، و گفتيم كه احكام و تفصيل چه معنايى دارد . بعضى از مفسرين « 2 » گفته‌اند : مراد از « نزول كتاب در ليله مباركه » اين است كه ابتداى نزول تدريجىاش در شب قدر در ماه رمضان بوده . و خلاصه ، ابتداى نزول قرآن سوره علق و يا سوره حمد بوده كه در شب قدر واقع شده . از اين گفتار به خوبى پيدا است كه گوينده آن معتقد بوده كه بين نازل شدن قرآن يكباره در شب قدر ، و بار ديگر به تدريج - كه آيات سابق بر آن دلالت دارند - منافات وجود دارد ، و حال آنكه خواننده عزيز متوجه شد كه هيچ منافاتى در كار نيست . علاوه بر اينكه خواننده محترم توجه دارد كه اين تفسير خلاف ظاهر آيات است . بعضى « 3 » ديگر گفته‌اند : قرآن يك نوبت تماميش به آسمان دنيا نازل شده ، و آن در شب قدر بوده ، و سپس از آسمان دنيا به تدريج و در طول بيست و سه سال دعوت رسول خدا ( ص ) به زمين نازل شده . و اين تفسير از اخبارى استفاده شده كه در تفسير آياتى وارد شده كه مىرساند قرآن يك دفعه نازل شده - كه ان شاء اللَّه - آن روايات در بحث روايتى آينده از نظر خواننده خواهد گذشت . * ( « إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ » ) * - اين جمله در جاى تعليل قرار گرفته ، و دلالت دارد بر اينكه خداى تعالى قبل از اين انذار هم ، بطور مستمر انذار مىكرده ، و اين خود دلالت دارد بر اينكه نزول قرآن از ناحيه خداى سبحان چيز نوظهورى نيست ، چون قرآن يك انذار است ، و انذار سنت هميشگى خداى تعالى است كه همواره در امتهاى گذشته از طريق وحى به انبياء و رسولان جريان داشته ، و دائما انبيايى را مبعوث مىكرده تا بشر را انذار كنند . * ( « فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ » ) * ضمير در « فيها » به « ليلة » برمىگردد . و « فرق » - كه ماده اصلى « يفرق » است - به معناى جدا كردن چيزى از چيز ديگر است ، به طورى كه از يكديگر متمايز شوند . و در مقابل اين معنا كلمه « احكام » قرار دارد . پس امر حكيم عبارت است از امرى كه الفاظش از

--> ( 1 ) ما آن را قرآنى عربى كرديم ، باشد كه شما در آن تعقل كنيد ، و آن قبلا در ام الكتاب نزد ما بود ، و مقامى و الا و حكيم داشت . سوره زخرف ، آيه 3 و 4 . ( 2 ) روح المعانى ، ج 25 ، ص 111 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 61 .