السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

176

تفسير الميزان ( فارسي )

آيه شريفه مىخواهد اين استبعاد را بر طرف ساخته ، بفرمايد كه خداى تعالى مىتواند انسان را آن چنان تزكيه كند و باطنش را از لوث گناهان پاك سازد كه باطنش باطن ملائكه گردد و ظاهرش ظاهر انسان باشد و با ساير انسانها روى زمين زندگى كند . خودش از انسانى ديگر متولد شود ، و انسانى ديگر از او متولد گردد ، و آنچه از ملائكه به ظهور مىرسد از او نيز ظهور يابد . و اين كار انقلاب ماهيت نيست كه بگويى فى نفسه امرى است محال و قابل آن نيست كه از خدا سر بزند ، بلكه نوعى تكامل وجودى است ، كه خداى تعالى انسانى را از حدى از كمال بيرون آورده ، به حدى بالاتر از آن مىبرد ، كه امكان و ثبوتش در جاى خود ثابت و مسلم شده است . و بنا بر اين كلمه « من » در « منكم » به معناى بعضى از شما است ، و جمله « يخلفون » به معناى اين است كه بعضى بعضى ديگر را جانشين خود سازد ( همانطور كه گفتيم در عين اينكه كار ملائكه را مىكنند ، خود خليفه و فرزند ديگرى باشند ، و فرزندانى از ايشان خليفه و جانشين ايشان شوند ) . و در مجمع البيان گفته كلمه « من » در « منكم » معناى بدليت را افاده مىكند ، همانطور كه در شعر شاعر به اين معنا آمده ، مىگويد : فليت لنا من ماء زمزم شربة مبردة باتت على الطهيان « 1 » و معناى « يخلفون » اين است كه جانشين بنى آدم باشند ، و معناى آيه اين است كه : اگر ما بخواهيم مىتوانيم همه شما انسانها را هلاك كنيم ، و بدل از شما ملائكه را در زمين سكونت دهيم تا زمين را آباد و خدا را عبادت كنند « 2 » . ليكن اين تفسير آن طور كه بايد و شايد با نظم آيه سازگار نيست . * ( « وَإِنَّه لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ فَلا تَمْتَرُنَّ بِها وَاتَّبِعُونِ هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ » ) * ضمير در « انه » به عيسى ( ع ) برمىگردد ، و مراد از اينكه مىفرمايد « عيسى علم به قيامت است » اين است كه وسيله علم به قيامت است . و معناى آيه اين است عيسى وسيله اى است كه با آن مىتوان به قيامت علم يافت ، براى اينكه هم خودش بدون پدر خلق شده ، و هم اينكه مرده را زنده مىكند ، پس براى خدا كارى ندارد كه قيامت را به پا كند ،

--> ( 1 ) يعنى : اى كاش براى ما بود به جاى آب زمزم و بدل از آن شربتى خنك كه شبى بر قله كوهى مانده باشد ، و نسيم كوه خنكش كرده باشد . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 53 .