السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
156
تفسير الميزان ( فارسي )
* ( « وَسَوْفَ تُسْئَلُونَ » ) * است ، يعنى در روز قيامت از آن بازخواست مىشويد ( چون اگر آن جناب و قومش خصوصيتى نداشتند نمىفرمود شما بازخواست مىشويد بلكه مىفرمود همه مردم به زودى بازخواست مىشوند ) . و از بيشتر مفسرين « 1 » نقل شده كه گفتهاند مراد از « ذكر » شرف و نام نيكى است كه از آن جناب و قومش باقى بماند . و معنايش اين است كه : اين قرآن شرافت عظيمى است براى تو و قومت - يعنى اعراب - كه تا قيام قيامت در بين امتهاى ديگر سر بلند خواهيد بود . * ( « وَسْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا أجَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ » ) * بعضى از مفسرين « 2 » گفتهاند : منظور از اينكه مىفرمايد : « بپرس از رسولانى كه قبل از تو فرستادهايم » پرسيدن از امتهاى آن رسولان است ، يعنى مثلا از علماى يهود و نصارى بپرس ، نظير آيه : « فَسْئَلِ الَّذِينَ يَقْرَؤُنَ الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكَ » « 3 » و فايده اين مجاز گويى اين است كه اگر مىفرمود : « از امتهايى كه قبل از تو پيامبرانى به سويشان فرستاديم بپرس ، آيا ما غير از رحمان آلهه ديگرى برايشان قرار داديم تا آنها را بپرستند ؟ » ممكن بود همان امتها به دروغ بگويند : بله . ولى فرمود : « از پيامبرانى كه قبل از تو فرستاديم بپرس » تا معلوم شود كه گفتار امتها حجت نيست تا هر چه در جواب بگويند درست باشد . بعضى « 4 » ديگر گفتهاند : مراد سؤال از اهل كتاب ، تورات و انجيل است و بس ، چون اين دو امت هر چند كه كافر بودند ليكن وقتى به تواتر خبر دادند كه : نه ، خداوند آلهه اى براى ما قرار نداده ، سخن ايشان براى مردم حجت مىشود ، چون گو اينكه خطاب به رسول خدا ( ص ) است ، ليكن تكليف در آن متوجه به امت آن جناب است . ليكن بعيد بودن اين دو تفسير بر خواننده پوشيده نيست ، مخصوصا وجه دومى ، از اين جهت كه اهل اين دو كتاب خصوصيتى ندارند تا تنها از آنان سؤال شود . بعضى « 5 » ديگر گفتهاند : آيه شريفه از آياتى است كه در شب معراج خطاب به رسول خدا ( ص ) شده تا آن جناب از ارواح انبياء ( ع ) اين سؤال را بكند ، و در هنگامى كه به ايشان بر مىخورد بپرسد : آيا جز دين توحيد دين ديگرى براى امت خود آورده بودند .
--> ( 1 و 2 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 49 . ( 3 ) از كسانى كه قبل از تو كتاب آسمانى مىخواندند بپرس . سوره يونس ، آيه 94 . ( 4 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 49 . ( 5 ) روح المعانى ، ج 25 ، ص 87 .