السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
117
تفسير الميزان ( فارسي )
و در كتاب توحيد به سند خود از زراره روايت كرده كه گفت : به امام صادق ( ع ) عرضه داشتم : فدايت شوم ! آن غشى كه به رسول خدا ( ص ) هنگام نزول وحى دست مىداده چگونه بوده است ؟ زراره مىگويد : امام ( ع ) فرمود : اين در آن قسم وحى بوده كه بين آن جناب و خداى تعالى هيچ واسطه اى نبوده ، و خداى تعالى خودش براى آن جناب تجلى مىكرده . مىگويد سپس امام در حالى كه اظهار خشوع مىكرد فرمود : اين همان نبوت است اى زراره « 1 » . و در علل الشرائع به سند خود از ابن ابى عمير ، از عمرو بن جميع ، از ابى عبد اللَّه ( ع ) روايت كرده كه فرمود : جبرئيل هر وقت بر آن جناب نازل مىشد مانند يك غلام پيش رويش مىنشست ، و هر وقت هم داخل مىشد اجازه مىگرفت « 2 » . و شيخ در امالى به سند خود از ابى عمير ، از هشام بن سالم ، از امام صادق ( ع ) روايت آورده كه گفت : يكى از اصحاب ما به آن جناب عرضه داشت : اصلحك اللَّه ، رسول خدا ( ص ) گاهى در حال طبيعى مىفرمود : جبرئيل چنين گفت ، و يا مىفرمود : اين جبرئيل است كه مرا دستور مىدهد چنين كنم ، و گاهى هم براى گرفتن وحى بى هوش مىشد ، چرا چنين بود ؟ امام صادق ( ع ) در پاسخش فرمود : هر وقت مستقيما و بدون وساطت جبرئيل به آن جناب وحى مىشد ، آن حالت به آن جناب دست مىداد ، به خاطر اينكه گرفتن وحى از خداى تعالى سنگين و دشوار بود . و هر وقت جبرئيل بين خداى تعالى و آن جناب واسطه مىشد آن حالت دست نمىداد ، و در حال طبيعى مىفرمود : جبرئيل به من چنين گفت . و يا مىفرمود : اين جبرئيل است كه چنين مىگويد . و در كتاب بصائر از على بن حسان ، از ابن بكير ، از زراره ، روايت آمده كه گفت : من از امام باقر ( ع ) از اين كه چه كسى رسول و چه كسى نبى و چه كسى محدث است پرسيدم ؟ فرمود : رسول كسى است كه جبرئيل نزدش مىآيد و با او رو در رو سخن مىگويد و او جبرئيل را مىبيند ، همانطور كه شما طرف صحبت خود را مىبينيد و با او حرف مىزنيد ، چنين كسى را رسول مىگويند . و اما نبى عبارت است از كسى كه جبرئيل را در خواب مىبيند ، مانند خوابى كه ابراهيم ( ع ) ديد ( كه فرزند خود را قربانى مىكند ) و نظير رسول خدا ( ص ) كه بسيار مىشد خواب سبكى او را مىگرفت ، و در آن حالت جبرئيل نزدش مىآمد ، اين را نبى مىگويند ، كه گاهى نبوت با
--> ( 1 ) توحيد صدوق ، ص 115 . ( 2 ) علل الشرائع ، ص 7 .