السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

10

تفسير الميزان ( فارسي )

پس هر يك از اين پنج اسم سهمى در تعليل اصل وحى دارند ، و نتيجه مجموع آنها اين است كه خداى تعالى از هر جهت ولى بندگان است ، و جز او ولى ديگرى نيست . * ( « تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْ فَوْقِهِنَّ . . . » ) * كلمه « يتفطرن » از مصدر « تفطر » است كه به معناى پاره پاره شدن است ، چون كلمه « تفطر » كه مصدر باب تفعل است ، از « فطر » گرفته شده ، كه به معناى پاره شدن و شكافتن است . آنچه كه از سياق آيه و نظم كلام - كه در باره بيان حقيقت وحى و آثار و نتائج آن است - به دست مىآيد ، اين است كه مراد از « پاره پاره شدن آسمانها از بالاى سر مردم » شكافتن آنها است به وسيله وحيى كه از ناحيه خداى على عظيم نازل مىشود ، و فرشتگان آن وحى را از همه آسمانها عبور مىدهند تا به زمين نازل كنند ، چون مبدأ وحى خداى سبحان است ، و آسمانها به حكم آيه « وَلَقَدْ خَلَقْنا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرائِقَ وَما كُنَّا عَنِ الْخَلْقِ غافِلِينَ » « 1 » راه هايى است به سوى زمين . و اما اينكه چرا جمله « يتفطرن » را مقيد كرد به جمله « من فوقهن » ؟ وجهش روشن است ، براى اينكه وحى از ما فوق و بالاى سر نازل مىشود ، چون از ناحيه خدايى نازل مىشود كه ما فوق هر چيز است ، و علو و عظمتى مطلق دارد ، قهرا اگر آسمانها شكافته شوند از بالا شكافته مىشوند . و نيز مىخواهد امر وحى را بزرگ بدارد ، از اين جهت كه وحى كلام كسى است كه على و عظيم است ، پس از اين جهت كه كلام خدايى است داراى عظمت مطلق و آسمانها در هنگام نزول آن نزديك به پاره پاره شدن مىشود ، و از اين جهت كه كلام خدايى است على و داراى علو ، اگر آسمانها پاره شوند از بالا پاره مىشوند . پس آيه شريفه در مقام بزرگداشت كلام خدا از اين جهت كه در هنگام نزولش از آسمانها عبور مىكند ، نظير آيه شريفه « حَتَّى إِذا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ قالُوا ما ذا قالَ رَبُّكُمْ قالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ » « 2 » است كه در مقام بزرگداشت وحى است ، از حيث اينكه ملائكه حامل آن

--> ( 1 ) و به تحقيق بالاى سر شما هفت طبقه آفريديم و ما از توجه به خلق غافل نيستيم . سوره مؤمنون ، آيه 17 . ( 2 ) تا آنكه ترس از دلهاى ملائكه زائل شود ، آن وقت از فرشتگان وحى مىپرسند : پروردگارتان چه وحى كرده بود ؟ مىگويند : حق را ، و او على و كبير است . سوره سبا ، آيه 23 .