السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

31

تفسير الميزان ( فارسي )

به « الذين » برگردد به كار رفته ، تا دلالت كند بر اينكه منظور خود آنان است ، و چنان نيست كه به ديگران مشتبه و مختلط شده باشند . در نتيجه معناى آيه چنين مىشود : كسانى كه مكرهايى زشت مىكنند ، عذابى شديد دارند ، و مكر اينان كه مكر مىكنند ، بىنتيجه و نابود است و اثر زنده اى كه مايه سعادت و عزتشان باشد ندارد . پس به خوبى روشن گرديد كه مراد از « سيئات » انواع مكرها و حيله هايى است كه مشركين آنها را وسيله كسب عزت مىپنداشتند . و چون آيه شريفه مطلق است ، شامل همه مكرها كه مشركين عليه رسول خدا ( ص ) كردند . و مكرهايى كه ساير مشركين عليه دين خدا مىكنند ، مىشود . هر چند بعضى « 1 » از مفسرين گفته‌اند : منظور خصوص آن حيله هايى است كه قريش عليه رسول خدا ( ص ) در « دار الندوة » و غير آن طرحريزى مىكردند ، از قبيل : حبس و اخراج و قتل ، و خدا كيد آنها را به خودشان برگردانيد ، و از مكه به سوى چاه بدر بيرونشان آورده و در آنجا به كشتنشان داد ، و در چاهشان افكند ، پس همان حبس و اخراج و قتل ، به خودشان برگشت . هر چند كه اين وجه خوبى است ، ليكن - همانطور كه گفتيم - آيه شريفه مطلق است . و وجه اتصال صدر آيه يعنى جمله * ( « مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّه الْعِزَّةُ جَمِيعاً » ) * به ذيل آن ، يعنى جمله * ( « إِلَيْه يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ » ) * اين است كه : مشركين قريش آلهه خود را وسيله عزت و شوكت خود مىگرفتند ، هم چنان كه قرآن كريم در اين باره فرموده : « وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّه آلِهَةً لِيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا » « 2 » . از اين رو خداى سبحان اين طالبان عزت را به سوى خودش دعوت كرد ، و اين چنين تذكرشان داد كه عزت همه اش از خدا است . و در توضيح و بيان آن فرمود : براى اينكه يگانه پرستى به سوى او صعود مىكند ، و عمل صالح هم آن را در صعود كردن كمك مىدهد ، در نتيجه انسان به خدا نزديك مىشود ، و در اثر نزديك شدن از منبع عزت كسب عزت مىكند . و اما كسانى كه مكر مىكنند ، و به هر مكرى دست مىزنند ، تا به خيال خود عزتى كسب كنند ، بر عكس عذابى شديد دارند ، و مكرهايى كه مىكنند همه نابود و بىنتيجه مىشود ، نه به جايى مىرسد و نه عزتى برايشان كسب مىكند .

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 402 . ( 2 ) و به غير خدا آلهه اى گرفتند ، تا مايه عزتشان باشند . سوره مريم ، آيه 81 .