السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
23
تفسير الميزان ( فارسي )
بسيارى از قرآن ، خداوند موجودات را عموما و انسان را بخصوص به سوى كمالش هدايت فرموده ) ، بلكه اين اضلال مجازاتى است ، كه وقتى كسى در برابر حق خضوع نكند ، و لجبازى و مقاومت نمايد ، خدا او را گمراه تر مىسازد ، و نسبت دادن چنين اضلالى به خدا هيچ مانعى ندارد . و كوتاه سخن اينكه : اختلاف كافر و مؤمن از نظر عاقبتشان به حسب وعده الهى كه اولى را به عذاب و دومى را به رحمت وعده داده به خاطر اختلافى است كه آن دو از نظر اضلال و هدايت الهى دارند ، و نشانه اين اختلاف آن است كه طرز ديد آن دو مختلف است ، يكى زشت را زيبا مىبيند و ديگرى زشت را زشت ، و زيبا را زيبا مىبيند . * ( « فَلا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَراتٍ » ) * - كلمه « حسرات » جمع « حسرت » است ، كه به معناى اندوه از چيزى است كه فوت شده ، و پشيمانى از آن است ، و اين كلمه در آيه منصوب است ، چون مفعول له است . و مراد از اينكه فرمود : « نفست بر ايشان نرود » اين است كه تو خود را با اندوه از اينكه چرا اينان ايمان نمىآورند ، هلاك مكن . و اين جمله فرع و نتيجه فرق سابق است ، و معناى مجموع آن چنين است : حالا كه معلوم شد اين دو طايفه به خاطر اضلال و هدايتى كه از جانب خدا دارند ، مختلفند ، پس ديگر جا ندارد به خاطر اينكه به تو كافر شدند و تو را تكذيب كردند از شدت اندوه خود را هلاك كنى ، چون اين خدا است كه به كيفر كفرشان و اينكه بد را خوب ديدند ، نمىگذارد ايمان بياورند ، و خدا به آنچه كه مىكنند داناست ، امر بر او مشتبه نمىشود ، و با آنها جز به حق رفتار نمىكند ، و جز به حق كيفرشان نمىدهد . از اينجا روشن مىشود كه جمله * ( « إِنَّ اللَّه عَلِيمٌ بِما يَصْنَعُونَ » ) * در موضع تعليل است براى جمله « پس تو خودت را از غصه آنان هلاك مكن » و مىفرمايد رسول خدا ( ص ) نبايد خود را از اندوه بر ضلالت كفار ، و حتمى شدن عذاب آنان هلاك كند ، براى اينكه اين خدا است كه آنها را گمراه كرد ، و خود او به آنچه مىكند داناست .