السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

21

تفسير الميزان ( فارسي )

شيطان نظر مردم را يكسره به حلم و عفو خدا از يك سو ، و به مظاهر امتحان و استدراج و كيدش از سوى ديگر ، متوجه سازد ، از يك سو به ايشان تلقين كند كه خدا حليم و بخشنده است ، و از سوى ديگر بگويد : به دنياپرستان بنگريد كه چگونه از عذاب خدا ايمنند ، هر چه بيشتر در طلب دنيا مىكوشند ، و بيشتر از خدا غافل و در لجنزار گناه مستغرق مىشوند زندگىشان بهتر و راحتتر ، و در بين مردم داراى مقامى رفيعتر مىشوند . اين جاست كه شيطان از وسوسه هاى خود نتيجه مىگيرد ، و به دل آنان مىافكند كه اصلا هيچ احترام و ارزشى نيست ، مگر در پيشرفت زندگى دنيا ، و در ما وراى اين زندگى خبرى نيست ، و اين وعده و وعيد و قيامت و حساب و بهشت و دوزخى كه دعوتهاى دينى از آن خبر مىدهند ، مشتى خرافات است . در نتيجه مىتوان گفت : مراد از « غرور » و فريب دادن شيطان انسان را نسبت به خدا ، اين است كه : انسان را از آن معامله اى كه خداوند در برابر غفلت و ظلم انسان ، با انسان مىكند غافل سازد . چه بسا بعضى از مفسرين گفته‌اند كه : مراد از « غرور » - به فتحه غين - دنياى حيله گر است ، كه انسانها را فريب مىدهد ، و جمله * ( « وَلا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّه الْغَرُورُ » ) * تاكيد جمله * ( « فَلا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا » ) * است ، كه معناى همان جمله را تكرار كرده . * ( « إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوه عَدُوًّا . . . » ) * اين جمله تعليل نهى قبلى است ، كه مىفرمود : * ( « وَلا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّه الْغَرُورُ » ) * ، و مراد از دشمنى شيطان اين است كه : او به جز اغواء و گمراه ساختن انسانها كارى ندارد ، تمامى هم او در اين است كه نگذارد حتى يك انسان به سعادت زندگى و حسن عاقبت برسد . و مراد از اينكه فرمود : « شما هم او را دشمن خود بگيريد » ، اين است كه : از پذيرفتن دعوتش به سوى باطل اجتناب كنيد ، و او را در آنچه به عنوان دايه مهربانتر از مادر به شما پيشنهاد مىكند ، اطاعت مكنيد . و به همين جهت دشمنى او را با جمله * ( « إِنَّما يَدْعُوا حِزْبَه » ) * تعليل نمود . پس جمله * ( « إِنَّما يَدْعُوا حِزْبَه لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحابِ السَّعِيرِ » ) * در مقام تعليل دو جمله قبل است ، يكى جمله « شيطان دشمن شما است » و يكى هم « شما هم او را دشمن خود بگيريد » . و كلمه « حزب » به معناى عده اى از مردم است كه غرض واحد آنها را جمع كرده و يكى ساخته ، و « لام » در جمله * ( « لِيَكُونُوا » ) * لام تعليل است ، چون دوزخى شدن مردم هدف نهايى براى دعوت شيطان است . و كلمه « سعير » به معناى آتش افروخته است ، و يكى از نامهايى است كه در قرآن براى دوزخ ذكر شده .