السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
4
تفسير الميزان ( فارسي )
ترجمه آيات به نام خداوند بخشنده مهربان طسم ( 1 ) . اين قرآن آيات كتاب مبين است ( 2 ) . ما از داستان موسى و فرعون آنچه حق است بر تو براى مردمى كه ايمان مىآورند مىخوانيم ( 3 ) . به درستى كه فرعون در زمين بلندپروازى كرد و مردمش را گروه گروه ساخت ، طايفه اى از ايشان را بيچاره و ضعيف كرد ، تا آنجا كه پسرانشان را مىكشت و زنانشان را زنده مىگذاشت ، راستى كه او از مفسدان بود ( 4 ) . ما در برابر او خواستيم بر آنان كه در زمين ضعيف شمرده شدند منت نهاده ايشان را پيشوايان خلق كنيم و وارث ديگران قرار دهيم ( 5 ) . و در زمين مكنتشان داده و از همين ضعفا به فرعون و هامان و لشكريان آن دو آن سرنوشتى را نشان دهيم كه از آن مىگريختند ( 6 ) . و به مادر موسى وحى كرديم كه او را شير بده ، همين كه بر جان او بيمناك شدى او را به دريا بينداز ، و مترس و غمگين مباش كه ما وى را به تو برگردانيده و از پيامبرانش مىكنيم ( 7 ) . پس آل فرعون موسى را از دريا گرفتند تا دشمن و مايه اندوه شان شود آرى فرعون و هامان و لشكريانشان خطا كردند ( و اگر از آينده اين كودك خبر مىداشتند هرگز او را از دريا نمىگرفتند ) ( 8 ) . و همسر فرعون گفت اين كودك نور چشم من و تو است ( و رو به جلادان كرد و گفت ) او را مكشيد ، شايد ما را سود بخشد ، و يا اصلا او را فرزند خود بگيريم . اين را مىگفتند ، و نمىدانستند ( كه چرا مىگويند و اين خداست كه اين پيشنهاد را به دلشان انداخته ) ( 9 ) . در نتيجه قلب مادر موسى مطمئن و فارغ از اندوه گشت كه اگر فارغ نمىشد نزديك بود موسى را لو دهد ، اين ما بوديم كه قلبش را به جايى محكم بستيم تا از مؤمنين باشد ( 10 ) . وى به خواهر موسى گفت : از دور دنبال موسى باش ، تا از او خبرى بيابى ، خواهر موسى او را از دور ديد اما به طورى كه درباريان ملتفت نشدند ( 11 ) . ما قبلا پستان همه زنان شيرده را بر او حرام كرده بوديم ، در نتيجه پستان احدى را نگرفت ، خواهرش گفت : آيا مىخواهيد شما را به خاندانى راهنمايى كنم كه براى شما سرپرستى اين كودك را به عهده بگيرند خانواده اى كه خيرخواه اين كودك باشند ( 12 ) . با اين نقشه او را به مادرش برگردانديم تا چشمش روشن شود و غصه نخورد و تا آنكه بداند وعده