السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

29

تفسير الميزان ( فارسي )

همين كه فرداى آن روز شد ، دوباره مرد ديروزى را ديد كه گرفتار مردى قبطى شده ، و او را محكم گرفته ، آن مرد دست به دامن موسى شد ، قبطى وقتى موسى را ديد به او گفت : آيا مىخواهى مرا هم بكشى همانطور كه ديروز يك نفر را كشتى ، ناگزير اسرائيلى را رها كرده و پا به فرار گذاشت « 1 » . و در كتاب عيون الاخبار به سند خود از على بن محمد بن جهم روايت كرده كه گفت : من در مجلس مامون حضور يافتم ، وقتى كه امام رضا ( ع ) هم نزد او بود ، مامون به آن جناب عرضه داشت : يا بن رسول اللَّه آيا اعتقاد تو آن نيست كه انبياء معصوم از گناهند ؟ فرمود : بلى ، عرضه داشت پس بگو ببينم معناى آيه * ( « فَوَكَزَه مُوسى فَقَضى عَلَيْه قالَ هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ » ) * چيست ؟ فرمود : موسى ( ع ) وارد يكى از شهرهاى فرعون شد ، هنگامى وارد شد كه مردم از ورودش غافل بودند ، يعنى بين مغرب و عشا بود ، و در همان موقع دو نفر را ديد كه يكديگر را مىزدند ، يكى از پيروانش ، و يكى از دشمنانش ، دشمن را به حكم خداى تعالى دفع كرد ، و لطمه اى به او زد ، كه منجر به مرگش شد ، با خود گفت : اين از عمل شيطان بود ، يعنى اين نزاع كه بين اين دو نفر درگرفت نقشه شيطان بود ، نه اينكه كشتن من از عمل شيطان بود ، « إنه » ، يعنى شيطان دشمنى گمراه كننده و آشكار است . مامون گفت : بنا بر اين پس چه معنا دارد كه موسى بگويد : « * ( رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي ) * - پروردگارا من به خود ستم كردم مرا بيامرز » ؟ امام فرمود : معنايش اين است كه : پروردگارا من خود را در غير آن موقعيتى كه بايد قرار دادم ، كه وارد اين شهر شدم ، * ( « فَاغْفِرْ لِي » ) * يعنى پس مرا از دشمنانت پنهان كن ، ( چون غفران به معناى پوشاندن است ) تا به من دست نيابند ، و مرا به قتل نرسانند ، خدا هم « * ( فَغَفَرَ لَه إِنَّه هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ) * - او را از چشم دشمنان پوشانيد ، كه او پوشاننده رحيم است » . موسى گفت : * ( « رَبِّ بِما أَنْعَمْتَ عَلَيَّ » ) * خدايا به پاس اين نعمت و نيرو كه با يك سيلى يكى از دشمنان را از پا درآوردم و به شكرانه آن تا زنده‌ام ، پشتيبان مجرمين نخواهم شد ، بلكه با اين نيرو همواره به مجاهدت و مبارزه ايشان برمىخيزم تا تو راضى گردى . * ( « فَأَصْبَحَ فِي الْمَدِينَةِ خائِفاً يَتَرَقَّبُ » ) * - آن شب را موسى با ترس و نگرانى به صبح رسانيد ، * ( « فَإِذَا الَّذِي اسْتَنْصَرَه بِالأَمْسِ يَسْتَصْرِخُه » ) * كه ناگهان همان مرد ديروزى باز او را به كمك طلبيد ، و دست به دامنش شد ، موسى گفت : تو براستى مردى گمراه آشكارى ، ديروز با

--> ( 1 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 137 .