السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

9

تفسير الميزان ( فارسي )

عايد آنها مىشود مختلف مىگردد . چه بسا فعلى كه نسبت به امرى لغو ، و نسبت به امرى ديگر مفيد باشد . پس كارهاى لغو در نظر دين ، آن اعمال مباح و حلالى است كه صاحبش در آخرت و يا در دنيا از آن سودى نبرد و سر انجام آن ، منتهى به سود آخرت نگردد مانند خوردن و آشاميدن به انگيزه شهوت در غذا كه لغو است ، چون غرض از خوردن و نوشيدن گرفتن نيرو براى اطاعت و عبادت خدا است . بنا بر اين اگر فعل هيچ سودى براى آخرت نداشته باشد ، و سود دنيايىاش هم سر انجام منتهى به آخرت نشود ، چنين فعلى لغو است و به نظرى دقيقتر ، « لغو » عبارت است از غير واجب و غير مستحبّ . خداى عز و جل در وصف مؤمنين نفرموده كه به كلى لغو را ترك مىكنند ، بلكه فرموده : از آن اعراض مىكنند ، چون هر انسانى هر قدر كه با ايمان باشد در معرض لغزش و خطا است ، و خدا هم لغزشهاى غير كبائر را ، در صورتى كه از كبائر اجتناب شود بخشيده و فرموده است : « إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْه نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُمْ مُدْخَلًا كَرِيماً » « 1 » . به همين جهت خدا مؤمنين را به اين صفت ستوده كه از لغو اعراض مىكنند ، و اعراض غير از ترك به تمام معنا است . ترك امرى است عدمى و اعراض امرى وجودى ، اعراض وقتى است كه محرك و انگيزه اى ، آدمى را به سوى اشتغال به فعلى بخواند و آدمى از آن اعراض نموده به كارى ديگر بپردازد ، و اعتنايى به آن كار نكند . و لازمه اش آن است كه نفس آدمى خود را بزرگتر از آن بداند كه به كارهاى پست اشتغال ورزد ، و بخواهد كه همواره از كارهاى منافى با شرف و آبرو چشم پوشيده ، به كارهاى بزرگ و مقاصد جليل بپردازد . ايمان واقعى هم همين اقتضاء را دارد ، چون سر و كار ايمان هم با ساحت عظمت و كبريايى و منبع عزت و مجد و بهاء است و كسى كه متصف به ايمان است جز به زندگى سعادتمند ابدى و جاودانه اهتمام نمىنمايد ، و اشتغال نمىورزد مگر به كارهايى كه حق آن را عظيم بداند ، و آنچه را كه فرومايگان و جاهلان بدان تعلق و اهتمام دارند عظيم نمىشمارد ، و در نظر او خوار و بى ارزش است و اگر جاهلان او را زخم زبان بزنند و مسخره كنند ، به ايشان

--> ( 1 ) اگر از كبايرى كه نهى شده‌ايد اجتناب كنيد ، ما از شما گناهانتان را مىريزيم ، و در جايگاهى ارجمند داخلتان مىكنيم . سوره نساء ، آيه 31 .