السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

71

تفسير الميزان ( فارسي )

مردم به آن دچار شدند ، ولى ظاهر بيشتر روايات اين است كه بعد از هجرت اتفاق افتاده ، و اين با اعتبار عقلى سازگار نيست . و در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْواءَهُمْ » ) * روايت آمده كه : « حق » رسول خدا ( ص ) ، و امير المؤمنين ( ع ) است « 1 » . مؤلف : اين روايت از رواياتى است كه باطن قرآن را بيان مىكند و ما پيرامون بطن قرآن در بحث محكم و متشابه بحث كرديم و نظير اين روايت حديثى است كه در همان كتاب در ذيل جمله * ( « وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ » ) * آمده كه فرمودند : مقصود از صراط مستقيم ولايت امير المؤمنين ( ع ) است « 2 » . و نيز نظيرش آن حديثى است كه در ذيل جمله * ( « عَنِ الصِّراطِ لَناكِبُونَ » ) * آورده كه فرمودند : از امام اعراض مىكنند « 3 » . و در همان كتاب در روايت ابى الجارود از امام ابى جعفر ( ع ) آورده كه در تفسير آيه * ( « أَمْ تَسْأَلُهُمْ خَرْجاً فَخَراجُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ » ) * فرمود : يعنى از آنها در خواست اجر مىكنى و حال آنكه پاداش پروردگارت بهتر است « 4 » . و در كافى به سند خود از محمد بن مسلم روايت آورده كه گفت : به امام باقر ( ع ) عرض كردم معناى آيه * ( « فَمَا اسْتَكانُوا لِرَبِّهِمْ وَما يَتَضَرَّعُونَ » ) * چيست ؟ فرمود « استكانت » به معناى خضوع است ، و « تضرع » اين است كه دستها را به التماس بلند كنى « 5 » . و در مجمع البيان مىگويد : از مقاتل بن حيان ، از اصبغ بن نباته ، از امير المؤمنين ( ع ) روايت شده كه فرمود : رسول خدا ( ص ) فرمود : بلند كردن دستها از استكانت است . پرسيدم : استكانت چيست ؟ فرمود : مگر آيه * ( « فَمَا اسْتَكانُوا لِرَبِّهِمْ وَما يَتَضَرَّعُونَ » ) * را نخوانده اى ؟ اين روايت را ثعلبى و واحدى نيز در تفسير خود نقل كرده‌اند « 6 » . باز در همان كتاب از امام صادق ( ع ) نقل كرده كه فرموده : استكانت دعاء است و تضرع دست بلند كردن در نماز مىباشد « 7 » .

--> ( 1 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 92 . ( 2 و 3 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 92 . ( 4 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 94 . ( 5 ) اصول كافى ، ج 4 ، ص 230 ، باب التضرع ، ح 2 . ( 6 ) نور الثقلين ، ج 3 ، ص 550 به نقل از مجمع البيان . ( 7 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 113 .