السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
581
تفسير الميزان ( فارسي )
بهتر باشد ، چون مفادش تهديد تكذيب كنندگان است و اگر كلمه « رب » را اضافه به كاف خطاب كرده براى اين است كه مايه دلگرمى و تقويت دل آن جناب باشد . بحث روايتى در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « وَإِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ . . . » ) * مىگويد پدرم از ابن ابى عمير ، از ابى بصير ، از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمود : رسول خدا ( ص ) به امير المؤمنين برخورد و او را در مسجد خوابيده ديد ، بدين حال كه مقدارى ريگ جمع كرده و سرش را روى آن گذاشته ، حضرت با پاى خود حركتش داد و فرمود : برخيز اى دابة الارض ! مردى از اصحاب عرضه داشت : يا رسول اللَّه ( ص ) آيا ما هم مىتوانيم رفقاى خود را به اين نام بناميم ؟ فرمود : نه به خدا سوگند ، اين نام جز براى او نيست و او همان دابه اى است كه خداى تعالى در كتابش در باره او فرمود : * ( « وَإِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ » ) * . آن گاه فرمود : يا على ! چون آخر الزمان مىشود ، خداى تعالى تو را در بهترين صورت بيرون مىكند ، در حالى كه با تو است وسيله داغ نهادن و دشمنان خود را با داغ ، نشان مىكنى . مردى به امام صادق ( ع ) عرضه داشت : عامه مىگويند : اين آيه شريفه به صورت « تكلمهم » است ، يعنى ايشان را جراحت مىزنى حضرت فرمود : خدا ايشان را در جهنم زخمى كند براى اينكه آيه شريفه از « كلام » مىباشد ، نه از « كلم » « 1 » . مؤلف : روايات در اين باب از طرق شيعه بسيار زياد است « 2 » . و در مجمع البيان از محمد بن كعب ، قرظى ، روايت كرده كه گفته است : على ( ع ) از دابه در اين آيه پرسيد ، حضرت فرمود : آگاه باشيد به خدا سوگند اين جنبده اى دمدار نيست ، بلكه ريش دارد « 3 » . مؤلف : در اين كه اين دابه چگونه خلقتى دارد ، روايات بسيارى است ، كه حرفهاى عجيب و غريب در آنها آمده و در عين حال با هم متعارض هم هستند ، اگر كسى
--> ( 1 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 130 . ( 2 ) تفسير نور الثقلين ، ج 4 ، ص 98 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 234 .