السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
554
تفسير الميزان ( فارسي )
آن مراتب را مىفهماند و مىفرمايد كه مشركين در اعلا مرتبه آن محروميتند ، پس معناى جمله * ( « بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الآخِرَةِ » ) * اين است كه علمى بدان ندارند ، به گوششان نخورده و معناى جمله * ( « بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْها » ) * اين است كه اگر هم خبر قيامت به گوششان خورده و به دلهاشان وارد شده ، ليكن يقين بدان نيافتهاند و درباره آن در شكند و تصديقش نكردهاند و معناى اينكه فرمود : * ( « بَلْ هُمْ مِنْها عَمُونَ » ) * اين است كه اگر از اعتقاد به قيامت بى بهره شدند . به اختيار خود نشدهاند و اصولا مربوط به آنان نيست ، بلكه خداى سبحان قلوبشان را از درك آن كور كرده ، و در نتيجه ديگر نخواهند توانست آن را درك كنند . بعضى « 1 » از مفسرين گفتهاند : مراد از تدارك علم مشركين ، تكامل علم ايشان و رسيدنش به حد يقين است ، يعنى علم مشركين به خاطر تكامل حجتهاى ما كه بر حقيقت بعث دلالت مىكند تكامل يافته است ، و اين را از باب استهزاء فرموده ، و ليكن به نظر ما اين معنا با دنباله آن كه دو نوبت اضراب مىكند - يك بار در شك ، و يك بار در كورى آنان - نمىسازد . * ( « وَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا أإِذا كُنَّا تُراباً وَآباؤُنا أإِنَّا لَمُخْرَجُونَ لَقَدْ وُعِدْنا هذا نَحْنُ وَآباؤُنا مِنْ قَبْلُ إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الأَوَّلِينَ » ) * اين آيه شريفه ، حجتى را از مشركين حكايت مىكند كه بر نبود بعث و قيامت اقامه كردهاند و اساس آن بر استبعاد است و حاصلش اين است كه : چگونه ممكن است ما از دل زمين به صورت انسانى تام الخلقه درآييم ، همانطور كه الآن هستيم ، با اينكه بعد از مردن مىدانيم كه همه خاك مىشويم و پدرانمان نيز همه خاك شدند ؟ و جمله * ( « لَقَدْ وُعِدْنا هذا نَحْنُ وَآباؤُنا مِنْ قَبْلُ » ) * حجتى ديگر است از ايشان ، كه اساس آن نيز بر استبعاد است و آن اين است كه : اين بعث را قبلا هم انبياى گذشته به ما و به پدران ما وعده دادند و چيز نو ظهورى نيست ، بلكه خيلى قديمى است و اگر درست بود و خبرى صادق بود تا به امروز اتفاق مىافتاد و مردم گذشته از قبرهايشان برمىخاستند ، و چون برنخاستند ، مىفهميم كه جزو خرافاتى است كه گذشتگان آن را درست كردهاند ، چون آنان خيلى در جعل اوهام و خرافات و شنيدن داستانهاى خرافى علاقه مند و حريص بودند . * ( « قُلْ سِيرُوا فِي الأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ » ) * در اين جمله ، خداى تعالى دستور مىدهد تا مشركين را در برابر انكار بعث ، تهديد و
--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 20 ، ص 13 .