السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
550
تفسير الميزان ( فارسي )
گذشت - به آن جناب بفرمايد كه كفار كم متذكر مىشوند ، و يا مردمى هستند كه عدول مىكنند ، يا بيشترشان نمىدانند . * ( « أَمَّنْ يَهْدِيكُمْ فِي ظُلُماتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَنْ يُرْسِلُ الرِّياحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِه . . . » ) * مراد از ظلمات بر و بحر ، ظلمتهاى شبها در خشكى و دريا است . بنا بر اين ، در آيه شريفه مجاز عقلى به كار رفته ، ( يعنى ظلمت شب دريا را به دريا و ظلمت شب خشكى را به خشكى نسبت داده ) و مراد از « ارسال رياح بشرا » ، اين است كه : بادها را قبل از فرستادن باران مىفرستد ، تا مردم را با آمدن باران مژده دهد و مراد از « رحمت » همان باران است ، و بقيه الفاظ آيه روشن است . * ( « أَمَّنْ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُه وَمَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَالأَرْضِ . . . » ) * « بدء خلق » به معناى ايجاد خلق است ابتداء و براى اولين بار و « اعاده خلق » به معناى دوباره خلق كردن و برگرداندن آنان در قيامت است . در اين آيه شريفه مشركين را ملزم و مجاب مىكند به اينكه چرا شرك ورزند ، آيا آن كسى كه عالم را براى بار اول و نيز در قيامت براى بار دوم خلق مىكند بهتر است يا سنگ و چوبى كه آنان مىپرستند ؟ و حال آنكه مشركين اصلا قيامت و معاد را قبول ندارند ، هم چنان كه در همين آيات بدان اشاره نموده مىفرمايد : * ( « وَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا . . . » ) * و اين از اين نظر است كه در كلام مجيدش ، مساله معاد با ادله قاطعه اثبات شده و در اينجا به عنوان اصل مسلم اخذ شده است ، آن گاه در آيات بعد به عنوان استدراك مىفرمايد كه همه اين روگردانيها به خاطر اين است كه مشركين معاد را منكرند و يا در آن شك دارند . بعضى « 1 » از مفسرين در تفسير آيه مورد بحث گفتهاند : مراد از « بدء الخلق » و سپس اعاده آن ، ايجاد فردى از يك نوع و از بين بردن آن و دوباره ايجاد نظير آن است . خلاصه ، مراد ايجاد مثلى بعد از مثل ديگر است و به عبارت ديگر تكرار عمل ايجاد است ، پس ديگر كسى اشكال نكند كه مشركين قائل به معاد نبودند ، پس چرا در اين آيه با مساله معاد عليه ايشان احتجاج شده است . و ليكن تفسيرى است كه از ظاهر آيه بعيد است . يكى از آن لطايفى كه آيه شريفه از حقايق قرآنى دارد ، بر مىآيد كه بطور كلى بطلان
--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 20 ، ص 7 .