السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

537

تفسير الميزان ( فارسي )

بيان آيات اين آيات اجمال داستان لوط را بيان مىكند ، در اين چند آيه نيز مانند آيات قبل جانب انذار و تهديد بر جانب بشارت و نويد غالب است . * ( « وَلُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِه أتَأْتُونَ الْفاحِشَةَ وَأَنْتُمْ تُبْصِرُونَ » ) * اين آيه بطورى كه بعضى « 1 » گفته‌اند : عطف است بر محل جمله « ارسلنا » در داستان سابق به فعلى كه در تقدير است و تقدير آن چنين است « و لقد ارسلنا لوطا » هم چنان كه در داستان قبلى فرمود : « وَلَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى ثَمُودَ . . . » . ممكن هم هست بگوييم عطف است بر اصل داستان ، آن وقت فعل « اذكر » را در تقدير بگيريم ، يعنى « و به ياد آر لوط را كه . . . » و كلمه « فاحشة » به معناى خصلتى است كه بى نهايت شنيع و زشت باشد ، كه در اينجا مراد عمل زشت لواط است . « و انتم تبصرون » يعنى اين عمل زشت را در حالى انجام مىدهيد كه مردم هم آن را مىبينند و بنا بر اين معنا ، جمله مورد بحث نظير جمله « وَتَأْتُونَ فِي نادِيكُمُ الْمُنْكَرَ » « 2 » است . بعضى « 3 » هم گفته‌اند : مراد از آن بصيرت قلب است ، يعنى با اينكه دلتان گواه بر اين زشتى و شناعت است ، ليكن اين معنا بعيد است . * ( « أإِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّساءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ » ) * اين استفهام براى انكار است و اگر دو تا از ادوات تاكيد - إن و لام - را بر سر جمله استفهاميه آورده ، براى اين است كه دلالت كند بر اينكه مضمون جمله در تعجب و استبعاد به حدى است كه احدى آن را نمىپذيرد و تصديق نمىكند . و جمله مزبور به هر حال به منزله تفسيرى است براى فحشاء . * ( « بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ » ) * - يعنى اين توبيخ ما فايده اى ندارد ، چون شما مردمى هستيد كه مىخواهيد هميشه جاهل بمانيد و با اين توبيخ و انكار و استبعاد ما متنبه نمىشويد و اگر نفرمود : « بلكه شما از مردمى هستيد كه جهل مىورزند » و به جاى آن فرمود : « بلكه شما مردمى هستيد كه جهل مىورزيد » اين در حقيقت از باب به كار بردن مسبب در جاى سبب

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 228 . ( 2 ) سوره عنكبوت ، آيه 29 . ( 3 ) روح المعانى ، ج 19 ، ص 216 .