السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
535
تفسير الميزان ( فارسي )
چون ما هلاكت خودش و اهلش هر دو را شاهد بوديم : نه هلاكت اهلش به تنهايى را « 1 » . ولى اين وجه دلپسندى نيست و بيهوده خود را به زحمت انداختن است و البته وجوه ديگرى هم هست كه در آن بيش از اين وجه ، خود را به زحمت انداختهاند ، در حالى كه هيچ لزومى ندارد كه جمله را حال بگيريم ، تا به زحمت بيفتيم . * ( « وَمَكَرُوا مَكْراً وَمَكَرْنا مَكْراً وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ » ) * اما « مكر قوم صالح » اين بود كه - بنا بر شهادت سياق قبلى - بر قصد سوء و كشتن صالح و اهل او تواطى و اتفاق كنند و سوگند بخورند و اما مكر خداى تعالى اين بود كه - به شهادت سياق لا حق - هلاكت همه آنان را تقدير كند . * ( « فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ مَكْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْناهُمْ وَقَوْمَهُمْ أَجْمَعِينَ » ) * كلمه « تدمير » به معناى هلاكت كردن است و چند ضمير جمع در آيه به « رهط » بر مىگردد . و اينكه فرمود : « عاقبت مكرشان اهلاك خود و قومشان بود » ، جهتش اين است كه مكر آنان استدعا و اقتضاى مكر الهى را به عنوان مجازات دارد و همين مستوجب هلاكتشان و هلاكت قومشان گرديد . * ( « فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خاوِيَةً بِما ظَلَمُوا . . . » ) * كلمه « خاويه » به معناى خالى است از ماده « خوى » به معناى خالى بودن ، و بقيه الفاظ آيه روشن است . * ( « وَأَنْجَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا وَكانُوا يَتَّقُونَ » ) * در اين آيه مؤمنين را بشارت به نجات مىدهد و اگر در رديف آن فرمود * ( « وَكانُوا يَتَّقُونَ » ) * براى اين است كه تقوا مانند سپر است براى ايمان و نمىگذارد ايمان لطمه بخورد ، هم چنان كه فرموده : « وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ » « 2 » و نيز فرموده : « وَالْعاقِبَةُ لِلتَّقْوى » « 3 » .
--> ( 1 ) كشاف ، ج 3 ، ص 372 و 373 . ( 2 ) سوره اعراف ، آيه 128 . ( 3 ) سوره طه ، آيه 132 .