السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
523
تفسير الميزان ( فارسي )
« قالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ لِلَّه رَبِّ الْعالَمِينَ » - در گفتار خود نخست به درگاه پروردگارش استغاثه مىكند ، و به ظلم خود كه خداى را از روز اول و يا از هنگامى كه اين آيات را ديد نپرستيده اعتراف نمود ، سپس به اسلام و تسليم خود در برابر خدا شهادت داد . و در اين جمله اش كه گفت : « أسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ لِلَّه » ، التفاتى نسبت به خداى تعالى به كار برد ، التفات از خطاب به غيبت ، و وجه اين التفات اين است كه خواست از ايمان اجمالى به خدا در جمله « ربِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي » ، به توحيد صريح انتقال يابد ، چون در جمله بعدى ، اسلام خود را بر طريقه اسلام سليمان دانست ، كه همان توحيد صريح باشد ، و آن گاه تصريح خود را با جمله « ربِّ الْعالَمِينَ » تاكيد كرد ، يعنى اقرار دارم كه جز خدا در هيچ جاى عالميان ربى نيست و اين همان توحيد در ربوبيت است ، كه مستلزم توحيد در عبادت است ، كه مشركين ( و از آن جمله آفتابپرستان ) قائل به آن نيستند . گفتارى پيرامون داستان سليمان ( ع ) 1 - آنچه در قرآن از داستان او آمده در قرآن كريم از سرگذشت آن جناب جز مقدارى مختصر نيامده ، چيزى كه هست دقت در همان مختصر ، آدمى را به همه داستانهاى او و مظاهر شخصيت شريفش راهنمايى مىكند . يكى اينكه : آن جناب فرزند و وارث داود ( ع ) بود ، كه در اين باره فرمود : « وَوَهَبْنا لِداوُدَ سُلَيْمانَ » « 1 » و نيز فرموده : * ( « وَوَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ » ) * « 2 » . يكى ديگر اينكه خداى تعالى ملكى عظيم به او داد ، جن و طير و باد را برايش مسخر كرد و زبان مرغان را به وى آموخت ، كه ذكر اين چند نعمت در كلام مجيدش مكرر آمده است ، در سوره بقره آيه 102 ، در سوره انبياء ، آيه 81 ، در سوره نمل ، آيه 16 تا 18 ، در سوره سبأ ، آيه 12 تا 13 و در سوره ص ، آيه 35 تا 39 . قسمت سوم ، آن است كه به مساله انداختن جسد ، بر روى تخت وى اشاره مىكند ، كه در سوره ص ، آيه 33 واقع است .
--> ( 1 ) ما سليمان را به داود داديم . سوره ص ، آيه 30 . ( 2 ) سليمان از داود ارث برد . سوره نمل ، آيه 16 .