السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
505
تفسير الميزان ( فارسي )
عبوديت ستوده ، و فرموده است : « نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّه أَوَّابٌ » « 1 » . * ( « وَتَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقالَ ما لِيَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كانَ مِنَ الْغائِبِينَ » ) * راغب مىگويد : كلمه « تفقد » به معناى تعهد است ، ليكن حقيقت تفقد اين است كه آدمى متوجه فقدان چيزى شود ، به خلاف تعهد كه به معناى توجه به عهد گذشته است و اين تفقد در قرآن كريم آمده ، كه * ( « وَتَفَقَّدَ الطَّيْرَ » ) * « 2 » . در اين جمله ، نخست بطور تعجب از حال خود كه چرا هدهد را در بين مرغان نمىبيند استفهام مىكند ، كه من چرا هدهد را نمىبينم و مىفهماند كه گويا از او انتظار نمىرفت غيبت كند ، و از امتثال فرمان او سر برتابد ، آن گاه از اين معنا صرف نظر كرده ، تنها از غيبت او سؤال مىكند و مىپرسد چرا غيبت كرده است و معناى آيه اين است كه : مرا چه مىشود كه هدهد را ميان مرغان كه ملازم موكب منند نمىبينم ؟ مگر او از غايبان است ؟ * ( « لأُعَذِّبَنَّه عَذاباً شَدِيداً أَوْ لأَذْبَحَنَّه أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطانٍ مُبِينٍ » ) * اين سه « لامى » كه بر سر سه كلمه در آيه آمده لام قسم است و * ( « بِسُلْطانٍ مُبِينٍ » ) * به معناى دليل قانع كننده و روشن است ، سليمان ( ع ) در اين گفتار خود ، هدهد را محكوم مىكند به يكى از سه كار ، يا عذاب شديد و يا ذبح شدن ، - كه در هر يك از آن دو بدبخت و بيچاره مىشود - و يا آوردن دليلى قانع كننده تا خلاصى يابد . * ( « فَمَكَثَ غَيْرَ بَعِيدٍ فَقالَ أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِه وَجِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ » ) * ضمير در « مكث » به سليمان برمىگردد ، كه در اين صورت معنا اين مىشود كه : سليمان بعد از تهديد هدهد ، مختصرى مكث كرد ، احتمال هم دارد كه ضمير مذكور به خود هدهد برگردد و معنا اين باشد كه : هدهد مختصرى مكث كرد . مؤيد احتمال اول ، سياق سابق و مؤيد احتمال دوم ، سياق لاحق است . و مراد از « احاطه » علم كامل است ، يعنى من به چيزى احاطه يافتم كه تو بدان اطلاع كافى و كامل ندارى و چون هنوز معلوم نشده كه آن چه چيز است جمله « و جئتك » كه عطف تفسيرى است آن را تفسير مىكند . و اما شهر « سبا » يكى از شهرهاى يمن است ، كه آن روز پايتخت يمن بوده و كلمه « نبأ » به معناى خبر مهم است و « يقين » به معناى چيزى است كه شكى در آن نباشد . و معناى آيه اين است كه : سليمان و يا هدهد زمانى كه خيلى هم طولانى نبود مكث
--> ( 1 ) بنده خوبى بود چون كه بطور مداوم به ما مراجعه مىكرد . سوره ص ، آيه 30 . ( 2 ) مفردات راغب ، ماده « فقد » .