السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

449

تفسير الميزان ( فارسي )

« فَإِذا قَرَأْناه فَاتَّبِعْ قُرْآنَه » « 1 » و نيز فرموده : « تِلْكَ آياتُ اللَّه نَتْلُوها عَلَيْكَ بِالْحَقِّ » « 2 » و نيز آياتى ديگر ، و پر واضح است كه الفاظ ، خواندنى و تلاوت كردنى است نه معانى . بىپايه تر از قولى كه نقل كرديم ، قول كسى است كه گفته : قرآن ، هم به الفاظش و هم به معنايش از منشآت رسول خدا ( ص ) بوده ، كه آن را يك مرحله از قلب آن جناب ، كه نام آن مرحله روح الامين است ، القاء كرده به مرحله ديگر نفس كه نامش قلب است . و مراد از قلب در كلام خداى تعالى هر جا كه به كار رفته آن حقيقتى است از انسان كه ادراك و شعور را به آن نسبت مىدهند ، نه قلب صنوبرى شكل ، كه در سمت چپ سينه قرار گرفته است ، و يكى از اعضاى رئيسه بدن آدمى است ، به شهادت آياتى از قرآن كريم كه ذيلا خاطرنشان مىشود . در سوره احزاب قلب را عبارت دانسته از آن چيزى كه در هنگام مرگ به گلوگاه مىرسد و مىفرمايد : « وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ » « 3 » كه معلوم است مراد از آن ، جان آدمى است . و در سوره بقره آن را عبارت دانسته از چيزى كه متصف به گناه و ثواب مىشود . و فرموده : « فَإِنَّه آثِمٌ قَلْبُه » « 4 » و معلوم است كه عضو صنوبرى شكل گناه نمىكند ، پس مراد از آن همان جان و نفس آدمى است . و شايد وجه اينكه در جمله * ( « نَزَلَ بِه الرُّوحُ الأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ » ) * پاى قلب را به ميان آورد و نفرمود : « روح الامين آن را بر تو نازل كرد » اشاره به اين باشد كه : رسول خدا چگونه وحى و قرآن نازل را تلقى مىكرده ؟ و از آن جناب آن چيزى كه وحى را از روح مىگرفته نفس او بوده ، نه مثلا دست او ، يا ساير حواس ظاهرىاش ، كه در امور جزئى به كار بسته مىشود . پس رسول خدا ( ص ) در حينى كه به وى وحى مىشد ، هم مىديد و هم مىشنيد ، اما بدون اينكه دو حس بينايى و شنوايىاش به كار بيفتد ، هم چنان كه در روايت آمده ، كه حالتى شبيه به بيهوشى به آن جناب دست مىداد ، كه آن را به « رحاء الوحى » نام نهاده بودند .

--> ( 1 ) چون آن را مىخوانيم تو نيز خواندنت تابع خواندن ما باشد . سوره قيامت ، آيه 18 . ( 2 ) اينها آيات خدايند كه ما به حق بر تو مىخوانيم . سوره آل عمران ، آيه 108 و سوره جاثيه ، آيه 6 . ( 3 ) و قلبها مىرسد به حنجره ها . سوره احزاب ، آيه 10 . ( 4 ) چنين كسى قلبش گنه كار است . سوره بقره ، آيه 283 .