السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

442

تفسير الميزان ( فارسي )

بيايد ، به هر حال آيه شريفه به توحيد در عبادت دعوت مىكند ، چون مشركين از خداى خالق كه رب العالمين است هيچ پروايى نداشتند . * ( « قالُوا إِنَّما أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ ) * . . . * ( وَإِنْ نَظُنُّكَ لَمِنَ الْكاذِبِينَ » ) * تفسير صدر اين آيه گذشت و كلمه « ان » در ذيل آيه ، يعنى در جمله * ( « إِنْ نَظُنُّكَ » ) * مخففه از مثقله است . * ( « فَأَسْقِطْ عَلَيْنا كِسَفاً مِنَ السَّماءِ . . . » ) * كلمه « كسف » - به كسره كاف و فتحه سين ، به طورى كه گفته‌اند « 1 » - جمع كسفه است ، يعنى قطعه ، و معناى آيه اين است كه قطعه اى از آسمان را بر سر ما بينداز ، يعنى تو هيچ كارى از دستت بر نمىآيد ، هر چه مىخواهى بكن . * ( « قالَ رَبِّي أَعْلَمُ بِما تَعْمَلُونَ » ) * اين جمله پاسخى است كه شعيب به گفته آنان و پيشنهادى كه در خصوص آوردن عذاب كرده‌اند داده و اين كنايه است از اينكه او هيچ اختيارى در آوردن عذاب از خود ندارد و اين كار مثل همه كارها به دست خداست ، چون او به آنچه مردم مىكنند داناتر است و بهتر مىداند كه آيا عملشان مستوجب عذاب هست يا نه و اگر هست مستوجب چه عذابى است ؟ بنا بر اين آيه مورد بحث نظير پاسخى است كه هود به قومش داد و گفت : « إِنَّمَا الْعِلْمُ عِنْدَ اللَّه وَأُبَلِّغُكُمْ ما أُرْسِلْتُ بِه » « 2 » . * ( « فَكَذَّبُوه فَأَخَذَهُمْ عَذابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ . . . » ) * * ( « يَوْمِ الظُّلَّةِ » ) * همان روز عذاب قوم شعيب است ، كه ابرى برايشان سايه افكند و تفصيل داستانشان در سوره هود گذشت . * ( « إِنَّ فِي ذلِكَ لآيَةً ) * . . . * ( الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ » ) * تفسير اين آيه نيز گذشت . بحث روايتى در كتاب جوامع الجامع در ذيل آيه * ( « إِذْ قالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ » ) * گفته است : در حديث آمده

--> ( 1 ) تفسير كشاف ، ج 3 ، ص 333 . ( 2 ) علم نزد خداست و بس و من تنها رساننده رسالتى هستم كه مامور رساندن آن شده‌ام . سوره احقاف ، آيه 23 .