السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

42

تفسير الميزان ( فارسي )

آن پيروى از هواى نفس و فراموشى هر حق و حقيقت بود ، و به همين جهت از زبانشان گاهى انكار توحيد بيرون مىجست ، و گاهى انكار معاد ، و گاهى هم ، رد و انكار دعوت رسالت ، چون اين دعوت به دنياى ايشان و افسار گسيختگى آنان ضرر مىزد ، و از پيروى هواى نفس بازشان مىداشت ، پس يك بار عوام خود را خطاب نموده به طور تحقير و توهين به نوح ( ع ) اشاره نموده گفتند : * ( « ما هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يَأْكُلُ مِمَّا تَأْكُلُونَ مِنْه وَيَشْرَبُ مِمَّا تَشْرَبُونَ ) * - اين جز بشرى مثل شما نيست ، از آنچه شما مىخوريد و مىنوشيد مىخورد و مىنوشد » و مقصودشان تكذيب نوح در دعوى رسالت است ، كه بيان استدلالشان در داستان قبلى نوح گذشت . و از استدلالى كه كردند كه او مانند ساير مردم است چون مثل انسان مىخورد و مىنوشد ، معلوم مىشود كه براى انسان غير از خوردن و نوشيدن كه خاصيت حيوانيت است كمال و فضيلت ديگرى سراغ نداشته‌اند و غير از خوردن و نوشيدن كه كمال و فضيلت حيوانات است سعادتى نمىديدند ، تنها خوشبختى بشر را در اين مىدانسته‌اند كه چون حيوانات در چريدن و لذت بردن آزاد باشد ، هم چنان كه قرآن كريم در وصف اين گونه مردم فرموده : « أُولئِكَ كَالأَنْعامِ » « 1 » و نيز فرموده : « وَالَّذِينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَيَأْكُلُونَ كَما تَأْكُلُ الأَنْعامُ » « 2 » . بار ديگر گفتند : * ( « وَلَئِنْ أَطَعْتُمْ بَشَراً مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذاً لَخاسِرُونَ » ) * كه در معناى آن كلامى است كه در قصه سابق گفتند كه : * ( « يُرِيدُ أَنْ يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ » ) * و مقصودشان اين بوده كه پيروى او با اينكه بشرى مانند شما است و هيچ فضيلتى بر شما ندارد مايه خسران و بطلان سعادت زندگى شما است ، چون جز حيات دنيا حيات ديگرى نيست ، و در اين زندگى هم جز حريت و آزادى در لذت سعادتى نيست و اگر بخواهيد از كسى اطاعت كنيد كه بر شما فضيلتى ندارد حريتتان از دست مىرود ، و اين مساوى با خسران شما است . بار سوم گفتند : * ( « أيَعِدُكُمْ أَنَّكُمْ إِذا مِتُّمْ وَكُنْتُمْ تُراباً وَعِظاماً أَنَّكُمْ مُخْرَجُونَ » ) * يعنى او شما را وعده مىدهد كه بعد از آنكه مرديد و خاك و استخوان شديد مجددا از خاك بيرون مىشويد ، يعنى براى حساب و جزا مبعوث مىشويد . * ( « هَيْهاتَ هَيْهاتَ لِما تُوعَدُونَ » ) * كلمه « هيهات » در مورد استبعاد به كار مىرود ، و تكرار آن مبالغه را مىرساند ، يعنى به هيچ وجه

--> ( 1 ) آنان چون چارپايانند . سوره اعراف ، آيه 179 . ( 2 ) آنان كه كافر شدند سرگرم لذتبردنند ، مىخورند آن چنان كه چارپايان مىخورند . سوره محمد ، آيه 12 .