السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
395
تفسير الميزان ( فارسي )
* ( « بَلْ وَجَدْنا آباءَنا كَذلِكَ يَفْعَلُونَ » ) * - يعنى عين آن كارى را انجام مىدهيم كه پدران ما مىكردند ، و بتها را همانطور كه آنان مىپرستيدند مىپرستيم ، خلاصه مىخواهيم بگوييم در اينجا به دو نحو مىتوانستند پاسخ دهند : يكى همين پاسخى كه دادهاند ، و ديگرى اينكه بگويند « ما پدران خود را يافتيم كه بت مىپرستيدند » ، ولى اين طور نگفتند بلكه گفتند : « يافتيم كه چنين مىكردند » ، تا در افاده تقليد صريحتر باشد ، به طورى كه گويا خود آنان هيچ معنايى براى بتپرستى نمىفهمند ، تنها مىدانند كه كارشان نظير كار پدرانشان است و همان شكل و قيافه را دارد و اما اينكه فايده اين كار چيست ؟ هيچ اطلاعى ندارند . * ( « قالَ أفَرَأَيْتُمْ ما كُنْتُمْ تَعْبُدُونَ أَنْتُمْ وَآباؤُكُمُ الأَقْدَمُونَ فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِي إِلَّا رَبَّ الْعالَمِينَ » ) * بعد از آنكه محاجه ابراهيم با پدر و قومش به اينجا انجاميد كه هيچ حجت و دليلى به غير تقليد از پدران بر بتپرستى نياوردند ، شروع كرد به بيزارى جستن از خدايان ايشان و نيز از خود ايشان و پدران بتپرستشان و فرمود : * ( « أفَرَأَيْتُمْ ما كُنْتُمْ تَعْبُدُونَ أَنْتُمْ وَآباؤُكُمُ الأَقْدَمُونَ » ) * . « فاء » بر سر كلمه « أفرأيتم » ، تفريع بر چيزى است كه از گفتگوى قبلى روشن مىشد و آن دليل نداشتن ايشان براى عمل بت پرستيشان بود و اينكه در اين عمل تنها تقليد مىكنند و يا بطلان عملشان از اصل بود ، و جمله را چنين معنا مىدهد كه : وقتى عمل شما باطل است و هيچ حجتى بر آن نداريد به غير تقليد از پدران ، پس بدانيد كه اين بتها كه مىبينيد ( يعنى عين اين بتها كه شما و پدران گذشته تان آن را مىپرستيد دشمن منند ) ، زيرا پرستش آنها مضر به دين من و مهلك من است ، پس جز دشمنى براى من اثر و خاصيتى ندارند . و اگر در عبارت خود نام پدران گذشته ايشان را برد براى اين بود كه بفهماند او هيچ ارزشى براى تقليد از پدران گذشته آنان قائل نيست و عهد گذشته و سبقت زمانى در ابطال حق يا احقاق باطل هيچ اثرى ندارد ، و اگر در جمله « * ( فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِي . . . ) * - ايشان دشمن منند . . . » ، ضمير عقلاء را به بتها برگردانيد ، به خاطر اين بود كه طرف مقابل نسبت عبادت به آنها مىدادند و عبادت هر چيزى مستلزم آن است كه داراى شعور و عقل باشد و در قرآن كريم در بسيارى موارد اين گونه تعبير آمده كه ضمير عقلاء را به بتها برگردانده است . و جمله * ( « إِلَّا رَبَّ الْعالَمِينَ » ) * استثناء منقطع است و جمله * ( « فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِي » ) * مستثنا منه آن است و معنايش اين است كه « ليكن رب العالمين چنين نيست » .