السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

391

تفسير الميزان ( فارسي )

گمراهان و گمراه شدگان به رو در جهنم انداخته شوند ( 94 ) . و سپاهيان ابليس عموما ( 95 ) . در آنجا با يكديگر مخاصمه كنند و گويند ( 96 ) . قسم به خدا كه در ضلالتى آشكار بوديم ( 97 ) . كه شما را با پروردگار جهانيان برابر مىگرفتيم ( 98 ) . و جز تبهكاران ما را گمراه نكردند ( 99 ) . و اكنون نه شفيعانى داريم ( 100 ) . و نه دوستانى صميمى ( 101 ) . كاش بازگشتى داشتيم و مؤمن مىشديم ( 102 ) . كه در اين عبرتى هست و بيشترشان مؤمن نبودند ( 103 ) . و پروردگارت نيرومند و رحيم است ( 104 ) . بيان آيات اين آيات بعد از پايان دادن به داستان موسى ( ع ) به مهمترين خبر مربوط به ابراهيم ( ع ) اشاره مىكند ، كه با فطرت سالم و پاك خود عليه قومش كه همگى به اتفاق كلمه بت مىپرستيدند ، به حمايت از دين توحيد و پرستش خداى سبحان قيام نموده ، از مردم وطنش بيزارى جست و از دين حق دفاع نمود و گذشت بر او آنچه كه گذشت ، كه همه آيت و معجزه بود ، ولى بيشتر قوم او نيز ايمان نياوردند ، كه در آخر آيات مورد بحث بدان اشاره مىفرمايد . * ( « وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْراهِيمَ » ) * در اين جمله ، سياق را از آنچه در اول داستان بود تغيير داد ، به اين معنا كه در اول داستان فرمود : « وَإِذْ نادى رَبُّكَ مُوسى . . . - به ياد آر آن روز را كه پروردگارت به موسى ندا كرد . . . » و در اينجا پاى مردم معاصر پيغمبر اسلام را به ميان كشيده مىفرمايد داستان ابراهيم را براى اينان بخوان و اين براى اين است كه مىخواهد اين داستان به گوش مشركين عرب كه عمده آنان قريش است و ابراهيم هم پدر بزرگ قريش بود برسد تا بدانند كه آن جناب مانند پدر بزرگشان به نشر دين توحيد و دين حق قيام نموده ، آن روز احدى گوينده « لا إله الا اللَّه » نبود و خدا ابراهيم را يارى كرد ، چون ابراهيم دين خدا را يارى كرد و در نتيجه كلمه توحيد ثابت شد و در سر زمين مقدس فلسطين و در حجاز انتشار يافت .