السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

377

تفسير الميزان ( فارسي )

به وجود خداى تعالى و به محال بودن درك حقيقت ذات او ، و به اينكه پديد آورنده عالم ، ذاتى است واجب الوجود و احدى در وجوب وجود ، شريك او نيست قائل هستند و آلهه اى را كه خيال كرده است هر يك مدبر يك ناحيه از عالمند همه را مخلوق خدا مىدانند - كه بيانش گذشت - بنا بر اين ، گفتار مذكور در تقرير آيه ، گفتارى است كه هيچ ربطى به مقام احتجاج و مخاصمه عليه وثنىها ندارد . * ( « قالَ لِمَنْ حَوْلَه ألا تَسْتَمِعُونَ » ) * - يعنى آيا گوش نمىدهيد به اين موسى كه چه مىگويد ؟ و اين استفهام براى تعجب است ، و منظورش اين است كه حاضران نيز خوب گوش بدهند و مانند او تعجب كنند ، كه ادعاى رسالت از طرف رب العالمين مىكند و چون مىپرسم رب العالمين چيست دوباره همان سخن اولش را اعاده مىكند و چيزى علاوه بر آن نمىگويد . و اين عكس العملى كه فرعون بروز داد ، نقشه اى بود كه بر روى حق پرده بپوشاند چون از كلام موسى ( ع ) حق برايش روشن شده بود ، زيرا موسى گفت تمامى عالم دلالت دارد بر يك تدبير ، كه اهل يقين آن را مشاهده مىكنند و اين وحدت تدبير ، دلالت دارد بر اينكه رب و مدبرى واحد دارد ، و اين رب واحد ، همان رب العالمين است كه درباره او از من سؤال كردى ، ولى فرعون گفتار موسى را اين طور تفسير كرد كه وى مىگويد : ما رسول رب العالمينيم ، و چون از او مىپرسم رب العالمين چيست ؟ جوابم مىدهد كه او رب العالمين است . از آنچه گذشت روشن گرديد اينكه بعضى از مفسرين در تفسير جمله « اذ تسمعون » گفته‌اند كه مرادش اين بوده كه : من از ذات رب العالمين مىپرسم و او از صفاتش خبر مىدهد تفسير صحيحى نيست ، براى اينكه سؤال فرعون از ذات ، ذات از حيث صفت بود ، كه بيانش گذشت ، تازه موسى ( ع ) در پاسخ ، ذات را به وصف هم تفسير نكرد ، بلكه عبارت رب العالمين را عوض كرده به جايش * ( « رَبُّ السَّماواتِ وَالأَرْضِ » ) * آورده ، خلاصه ، در عبارت دومى ، سماوات و ارض را به جاى عالمين در عبارت اول آورد و گويا اشاره كرد به اين كه فرعون معناى كلمه عالمين را نمىفهمد . * ( « قالَ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبائِكُمُ الأَوَّلِينَ » ) * - اين جمله ، پاسخ دوم موسى ( ع ) از پرسش فرعون است ، وقتى موسى ديد فرعون دارد مغلطه مىكند و امر را بر حاضرين مجلس

--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 19 ، ص 72 .