السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
370
تفسير الميزان ( فارسي )
كرده ، و بيان جواب اين است كه : اين چيزى كه تو آن را نعمتى از خود بر من مىخوانى و مرا به كفران آن سرزنش مىكنى اين نعمت نبود ، بلكه تسلط جابرانه اى بود كه نسبت به من و به همه بنى اسرائيل داشتى و برده گرفتن مردم به ظلم و زور كجايش نعمت است ؟ ! پس ، جمله مورد بحث جمله اى است استفهامى كه معناى انكار را مىرساند و جمله * ( « أَنْ عَبَّدْتَ بَنِي إِسْرائِيلَ » ) * بيان مطلبى است كه كلمه « تلك » به آن اشاره مىكند و حاصلش اين است كه اين مطلبى كه تو با جمله * ( « وَأَنْتَ مِنَ الْكافِرِينَ » ) * بدان اشاره كردى و منتى بر من نهادى ، نعمتى كه من آن را كفران كردم و سپاس ولى نعمت خود و ولى نعمت همه بنى اسرائيل را نگاه نداشتم ، صحيح نيست ، زيرا ولى نعمت بودن تو مستند به ظلم بود و تو با ظلم و زور ، خود را ولى نعمت ما كردى و ولايتى هم كه با ظلم و زور درست شده باشد ظلم است و حاشا بر اينكه ولى نعمت مظلومان و زير دستان خود باشد و گرنه بايد برده گيرى هم نعمت باشد و حال آنكه نيست ، پس در حقيقت در جمله « * ( أَنْ عَبَّدْتَ بَنِي إِسْرائِيلَ ) * » سبب ، در جاى مسبب به كار رفته ( و به جاى اينكه فرموده باشد تو بر من منت مىگذارى كه ولى نعمتم بودى ، فرموده تو بر من منت مىگذارى كه ما بنى اسرائيل را برده خود كرده اى ؟ ) . مفسرين ، گفتار فرعون ، يعنى جمله * ( « ألَمْ نُرَبِّكَ » ) * را به دو اعتراض تجزيه و تحليل كردهاند - كه قبلا هم بدان اشاره شد - يكى تعريض بر اينكه او را در كودكى تربيت كرده ، و ديگر اينكه او به جاى شكرگزارى ، كفران نعمت كرده ، و در زمين فساد انگيخته و مردى قبطى را كشته است . آن وقت از دو جهت به اشكال بر خوردهاند ، يكى - همانطور كه گفتيم - اينكه جمله * ( « وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ » ) * زيادى مىشود كه در سياق جواب هيچ مورد حاجت قرار نمىگيرد ، دوم اينكه جمله « * ( وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّها عَلَيَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنِي إِسْرائِيلَ ) * » از ناحيه موسى ( ع ) جواب منت فرعون نمىشود چون فرعون در منت خود سخنى از بنى اسرائيل به ميان نياورده بود ، او منت نهاده بود كه من تو را در كودكىات در آغوش خود بزرگ كردهام ، آن وقت پاسخ موسى ( ع ) چه ربطى به اين منت دارد . آن گاه در مقام توجيه كلام خود وجوهى ذكر كردهاند . اول اينكه : موسى ( ع ) منت فرعون را اقرار داشته لذا در پاسخ از آن حرفى نزده ، بلكه تنها اين جهت را انكار كرده كه برده نگرفتن او برايش نعمتى باشد ، و همزه انكار در تقدير است ، گويى كه فرموده : « او تلك نعمة تمنها على ان عبدت بنى اسرائيل و لم تعبدنى - آيا اين نعمت است كه بر من منت مىگذارى كه بنى اسرائيل را برده خود كردى و مرا