السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

363

تفسير الميزان ( فارسي )

* ( « فَأْتِيا فِرْعَوْنَ فَقُولا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعالَمِينَ أَنْ أَرْسِلْ مَعَنا بَنِي إِسْرائِيلَ » ) * اين جمله بيان دستورى است كه در آيه قبل بود و فرمود : * ( « فَاذْهَبا بِآياتِنا » ) * . و جمله « قُولا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعالَمِينَ - پس بگوييد كه ما فرستاده رب العالمينيم » تفريع بر رفتن نزد فرعون است و اگر كلمه « رسول » را مفرد آورد ، با اينكه دو نفر بودند ، يا به اين اعتبار است كه هر يك از آن دو رسول بودند ، و يا به اين اعتبار كه رسالتشان يكى بوده و آن اين بوده كه « * ( أَنْ أَرْسِلْ . . . ) * - بنى اسرائيل را با ما بفرستى » و يا به اين اعتبار كه كلمه رسول در اصل مصدر بوده و مصدر در مفرد و جمع يكسان مىآيد و تقدير كلام اين است كه : « ما دو نفر صاحب رسول رب العالمينيم » يعنى صاحب رسالت او هستيم . و اين احتمال آخرى را ديگران نيز آورده‌اند . و جمله * ( « أَنْ أَرْسِلْ مَعَنا بَنِي إِسْرائِيلَ » ) * تفسير رسالتى است كه از سياق استفاده مىشود ، و مقصود از اين رسالت ( كه بنى اسرائيل را با ما بفرستى ) اين است كه دست از آنان بردارى و آزادشان كنى ، ولى چون مقصود اصلى اين بوده كه بنى اسرائيل را از مصر به سرزمين مقدس منتقل كنند ، سرزمينى كه خداى تعالى وعده اش را به ايشان داده بود به همانجايى كه موطن اصلى پدرانشان ابراهيم و اسحاق و يعقوب ( ع ) بود ، به همين جهت نگفتند : « بنى اسرائيل را آزاد كن » ، بلكه گفتند : « با ما بفرست » يعنى با ما به سر زمين فلسطين بفرست . * ( « قالَ ألَمْ نُرَبِّكَ فِينا وَلِيداً وَلَبِثْتَ فِينا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ » ) * اين جمله استفهام انكارى است و توبيخ و سرزنش را مىرساند و كلمه « نربك » صيغه مع الغير از مضارع تربيت است و كلمه « وليد » به معناى كودك است . وقتى كه فرعون متوجه سخنان موسى و هارون مىشود و سخنان آن دو را مىشنود ، موسى را مىشناسد و لذا خطاب را متوجه او به تنهايى مىكند و مىگويد : « آيا تو نبودى كه ما ، در كودكى تو را تربيت كرديم » و مقصودش از اين سخن اعتراض بر موسى بود از جهت دعايى كه موسى كرد ، خلاصه : منظورش اين است كه تو خيال كرده اى ما تو را نمىشناسيم ؟ مگر تو همان نبودى كه ما ، در آغوش خود بزرگت كرديم در حالى كه كودك بودى و سالها از عمرت را در ميان ما به سر بردى ؟ ما اسم و رسم تو را مىشناسيم و هيچ خاطره اى از تو و احوال تو را فراموش نكرده‌ايم ، آن وقت چطور شد كه ناگهان رسول شدى ، تو كجا و رسالت كجا ؟ با اينكه اصل و فرعت را مىشناسيم . * ( « وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَأَنْتَ مِنَ الْكافِرِينَ » ) *