السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
356
تفسير الميزان ( فارسي )
و حوصلهام سر آيد در نتيجه زبانم روان نشود پس هارون را نيز پيغمبرى ببخش ( 13 ) . فرعونيان خونى به گردن من دارند و بيم دارم كه مرا بكشند ( 14 ) . فرمود هرگز ! شما هر دو آيات ما را ببريد كه ما همراه شما شنواييم ( 15 ) . نزد فرعون رويد و بگوييد كه ما فرستاده پروردگار جهانيانيم ( 16 ) . بايد كه بنى اسرائيل را با ما بفرستى ( 17 ) . ( فرعون ) گفت : مگر وقتى نوزاد بودى تو را نزد خويش پرورش نداديم و سالها از عمرت را ميان ما به سر نبردى ؟ ( 18 ) . و ( سر انجام ) آن كارت را ( كه نمىبايست انجام مىدادى ) انجام دادى و تو از ناسپاسان بودى ( 19 ) . ( موسى ) گفت : آن كار را هنگامى كردم كه از راه بيرون بودم ( 20 ) . و چون از شما بيم داشتم از دستتان گريختم و پروردگارم به من فرزانگى و دانش بخشيد و از پيغمبرانم كرد ( 21 ) . آيا اين نعمتى است كه منت آن را به من مىنهى كه پسران بنى اسرائيل را به بردگى گرفته اى ؟ ( 22 ) . فرعون گفت : پروردگار جهانيان چيست ؟ ( 23 ) . گفت پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است ، اگر اهل يقينيد ( 24 ) . ( فرعون ) به اطرافيان خود گفت هيچ مىشنويد چه مىگويد ؟ ( 25 ) . گفت پروردگار شما و پروردگار نياكانتان ( 26 ) . گفت : پيغمبرى كه به سوى شما فرستاده شده ديوانه است ( 27 ) . گفت ( او ) پروردگار مشرق و مغرب و هر چه ميان آن دو است اگر فهم داريد ( 28 ) . گفت : اگر خدايى غير از من بگيرى زندانيت مىكنم ( 29 ) . گفت : و حتى اگر براى تو معجزه اى روشن آورده باشم ؟ ( 30 ) . گفت : اگر راست مىگويى آن را بياور ( 31 ) . موسى عصاى خود را بينداخت و در دم اژدهايى هويدا گشت ( 32 ) . و دست خويش را بيرون آورد همه ديدند كه سفيد و روشن بود ( 33 ) . ( فرعون به بزرگان اطراف خود گفت : عجب جادوگر ماهرى است ( 34 ) . كه مىخواهد شما را با جادوى خويش از سر زمينتان بيرون كند ، بنا بر اين چه رأى مىدهيد ؟ ( 35 ) .