السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

348

تفسير الميزان ( فارسي )

جماعت نيز آمده ) . بعضى « 1 » ديگر گفته‌اند : مراد رؤسا و پيشتازان مشركين است . بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : در اينجا مضافى حذف شده و تقدير كلام « فظلت اصحاب اعناقهم خاضعين - پس گردنداران ايشان خاضع شوند » بوده ، كه اين قول اخير از همه بىمعناتر است . * ( « وَما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنَ الرَّحْمنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كانُوا عَنْه مُعْرِضِينَ » ) * اين آيه شريفه ادامه مشركين بر شرك و تكذيب آيات خدا را بيان نموده و مىرساند كه اين گروه ديگر هدايت شدنى نيستند ، چون اعراض از ياد خدا در دلهايشان آن چنان جا گرفته كه هر چه آيات از ناحيه خداى رحمان تازه نازل شود و به سوى آن دعوت شوند ، باز هم اعراض مىكنند و زير بار نمىروند . پس ، غرض افاده اين معنا است كه مشركين از هر ذكرى گريزان و روى گردانند ، نه اينكه بخواهد بفرمايد : از ذكرهاى جديد روى گردانند و از قديم آن روىگردان نيستند . و اگر به جاى « خدا » كلمه « رحمان » را به كار برده ، اشاره به اين نكته است كه منشا اينكه خداى تعالى ذكر را براى بشر فرستاده صفت رحمت عام او است كه صلاح دنيا و آخرت بشر را تامين مىكند . ما در اول سوره انبياء گفتارى پيرامون معناى « ذكر محدث » گذرانديم ، به آنجا مراجعه شود . * ( « فَقَدْ كَذَّبُوا فَسَيَأْتِيهِمْ أَنْبؤُا ما كانُوا بِه يَسْتَهْزِؤُنَ » ) * اين جمله تفريع بر مطالب قبل ، يعنى مساله ادامه دادن مشركين بر اعراض است و جمله * ( « فَسَيَأْتِيهِمْ . . . » ) * هم تفريع دومى است بر تفريع اول و كلمه « انبؤا » جمع نبا است كه به معناى خبر مهم است . و معناى جمله اين است كه : چون مشركين از هر ذكرى اعراض مىكنند بناچار اين حكم عليه ايشان صادر شد كه ايشان جزء تكذيب كنندگان شدند و چون ثابت شد كه جزء تكذيبكنندگانند ، پس به زودى خبرهاى مهم و خطرناكى به ايشان خواهد رسيد ، خبر اعراض و استهزايشان نسبت به آيات خدا و آن خبرهايى كه همان عقوبتهاى دنيايى و آخرتى است كه به زودى صورت خواهد گرفت . * ( « أوَ لَمْ يَرَوْا إِلَى الأَرْضِ كَمْ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ » ) * اين استفهام ، استفهام انكارى و توبيخى است ، و جمله مورد بحث عطف است بر جمله اى تقديرى ، كه مقام دلالت بر آن دارد و تقدير كلام اين است كه : مشركين بر اعراض

--> ( 1 و 2 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 184 .