السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

338

تفسير الميزان ( فارسي )

مجالس باطل حاضر نمىشوند . از ميان اين دو احتمال ، ذيل آيه با احتمال دومى مناسبتر است . * ( « وَإِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً » ) * - كلمه « لغو » به معناى هر عمل و گفتارى است كه مورد اعتنا نباشد ، و هيچ فايده اى كه غرض عقلا بر آن تعلق گيرد نداشته باشد ، و به طورى كه گفته‌اند : شامل تمامى گناهان مىشود . و مراد از « مرور به لغو » گذر كردن به اهل لغو است در حالى كه سر گرم لغو باشند . و معناى آيه اين است كه : بندگان رحمان چون به اهل لغو مىگذرند و آنان را سرگرم لغو مىبينند ، از ايشان روى مىگردانند ، و خود را پاكتر و منزه تر از آن مىدانند كه در جمع ايشان در آيند ، و با ايشان اختلاط و همنشينى كنند . * ( « وَالَّذِينَ إِذا ذُكِّرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْها صُمًّا وَعُمْياناً » ) * « خرور بر زمين » به معناى سقوط بر زمين است و گويا در آيه شريفه كنايه است از ملازمت و گرفتن چيزى به اين صورت كه به روى آن بيفتد . و معناى آيه شريفه اين است كه : بندگان رحمان چون متذكر آيات پروردگارشان مىشوند و حكمت و موعظه اى از قرآن او و يا وحى او مىشنوند ، كوركورانه آن را نمىپذيرند و بدون اينكه تفكر و تعقل كنند بيهوده و بى جهت ، دل به آن نمىبازند ، بلكه آن را با بصيرت مىپذيرند و به حكمت آن ايمان آورده به موعظه آن متعظ مىشوند و در امر خود ، بر بصيرت و بر بينه اى از پروردگار خويشند . * ( « وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماماً » ) * راغب در مفردات مىگويد : وقتى مىگويند « فلان قرت عينه » ، معنايش اين است كه : فلانى خوشحال و مسرور شد ، و به كسى كه مايه مسرت آدمى است نور چشم و قرة عين گفته مىشود ، هم چنان كه در قرآن كريم فرموده : « قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَلَكَ » و نيز فرموده : * ( « هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ » ) * . بعضى از علما گفته‌اند : اصل اين كلمه از « قر » به معناى خنكى و سردى گرفته شده و معناى « قرت عينه » اين است كه : ديدگانش خنك شد و از آن حرارتى كه در اثر درد داشت ، بهبودى يافت . بعضى ديگر گفته‌اند : از باب بهبودى يافتن از حرارت درد چشم نيست ، بلكه از اين بابت است كه اشك شادى خنك ، و اشك اندوه داغ است ، و به همين جهت به كسى كه به او نفرين مىكند مىگويند : خدا چشمش را داغ كند . بعضى ديگر گفته‌اند : اين كلمه از قرار گرفته شده ، و معناى جمله « قرت عينه » اين است كه : خدا به او چيزى داد كه چشمش آرامش و قرار يافت ، و ديگر چشمش به دست اين و آن