السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

325

تفسير الميزان ( فارسي )

سابق استفاده مىشود . بعضى « 1 » از مفسرين در تفسير اين آيه روايت كرده‌اند كه : رسول خدا ( ص ) و اصحابش در نماز سجده مىكردند و مشركين به عنوان استهزاء از ايشان دور مىشدند ، ولى اين تفسير صحيح و استوار نيست ، زيرا صرف وقوع يك واقعه باعث نمىشود كه با الفاظ يك آيه كه خود لفظ چنان دلالتى ندارد دلالتى دهد . و در خود آيه هم هيچ تعرضى به اين واقعه نشده است . * ( « تَبارَكَ الَّذِي جَعَلَ فِي السَّماءِ بُرُوجاً وَجَعَلَ فِيها سِراجاً وَقَمَراً مُنِيراً » ) * ظاهرا مراد از « بروج » منازل آفتاب و ماه در آسمان است ، و يا مراد ستارگانى است كه در آن منازل قرار دارند ، هم چنان كه در آيه « وَلَقَدْ جَعَلْنا فِي السَّماءِ بُرُوجاً وَزَيَّنَّاها لِلنَّاظِرِينَ وَحَفِظْناها مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ رَجِيمٍ » « 2 » نيز بروج به معناى ستارگان واقع در آن منازل آمده ، تا مساله حفظ و رجم را بيان كند . و مراد از « سراج » ، آفتاب است ، به دليل اينكه در سوره نوح آفتاب را سراج خوانده مىفرمايد : « وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً » « 3 » . مفسرين در اينكه آيه مورد بحث در چه مقامى است گفته‌اند : آيه شريفه در اين صدد است كه از راه وحدتى كه در تدبير عجيب آسمان و زمين مشاهده مىشود بر وحدت مدبر احتجاج كند و نتيجه بگيرد كه پس بايد عبادتها همه متوجه به سوى او شود و از غير او منصرف گردد . ليكن اين توجيه با تدبر در دو آيه مورد بحث و سياقى كه قبل از آن دو بود و به طور كلى با سياق آيات مورد بحث نمىسازد ، براى اينكه مضمون آيه قبلى - يعنى استكبار مشركين بر خداى رحمان و سجده نكردن بر او و استهزايشان به رسول او - هيچ ارتباطى با احتجاج بر وحدت ربوبيت ندارد تا در آيه مورد بحث تعقيب شود ، مناسب با بيان آيه قبلى اين است كه در دنبالش از عزت و بى نيازى خدا صحبت كند و بفرمايد كه مشركين با اين اعراض و استهزايشان نه خداى را عاجز مىكنند و نه خود از ملك و سلطنت او بيرون مىشوند . دقت در آيه مورد بحث هم همين را مىرساند ، چون سياقش سياق تعزز و استغناء است ، و مىفهماند كه استهزاى مشركين به رسول خدا ( ص ) خداى را

--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 19 ، ص 40 . ( 2 ) سوره حجر ، آيه 16 و 17 . ( 3 ) سوره نوح ، آيه 16 .