السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
303
تفسير الميزان ( فارسي )
پيغمبر را بكشند . پس چاهى عميق حفر كرده او را در آن افكندند و سر چاه را محكم بستند و آن قدر ناله او را گوش دادند تا براى هميشه خاموش گشت . دنبال اين جنايت خداى تعالى عذابى بر ايشان مسلط كرد كه همه را هلاك ساخت « 1 » . و در نهج البلاغه ، على ( ع ) فرموده : كجايند صاحبان شهرهاى رس كه پيغمبران خود را كشتند و سنتهاى مرسلين را خاموش ، و سنتهاى جباران را احياء كردند ؟ « 2 » . و در كافى به سند خود از محمد بن ابى حمزه و هشام و حفص از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه : چند نفر زن به خدمت امام صادق ( ع ) وارد شدند يكى از ايشان از مساحقه ( جماع زنان با يكديگر ) پرسيد ، حضرت فرمود : حدش همان حد زنا است . آن ديگرى پرسيد آيا خداى تعالى اين مساله را در قرآن كريم ذكر كرده ؟ فرمود : بلى ، پرسيد در كجا است ؟ فرمود : زنان رس « 3 » . و در الدر المنثور است كه ابن ابى الدنيا ( در مذمت ملاهى ) و بيهقى و ابن عساكر از جعفر بن محمد بن على ( ع ) روايت كردهاند كه دو نفر زن از آن جناب پرسيدند : آيا افتادن زن روى زنى ديگر را در كتاب خدا حرام مىدانى ؟ فرمود : بلى ، اين عمل همان زنان است كه در عهد تبع مىزيستند و آن زنان كه با رس بودند . آن گاه اضافه كردهاند كه هر نهر و چاهى را رس گويند ، سپس فرمود : كسانى كه چنين كنند بر ايشان جلباب و زره و كمربند و تاج و چكمه اى از آتش درست كرده روى همه آنها پارچه اى غليظ و خشك و متعفن از آتش بر تنشان مىكنند ، آن گاه جعفر فرمود : اين مساله را به همه زنان خود ياد دهيد « 4 » . مؤلف : قمى هم از پدرش از ابن ابى عمير از جميل از امام صادق ( ع ) روايتى در اين معنا آورده « 5 » . باز در تفسير قمى به سند خود از حفص بن غياث از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه در ذيل آيه : * ( « وَكُلًّا تَبَّرْنا تَتْبِيراً » ) * فرمود : يعنى « كسرنا تكسيرا - شكستيم شكستنى » و آن گاه فرمود : اين كلمه ، لغت نبطىها است « 6 » .
--> ( 1 ) عيون اخبار الرضا ، ط نجف ، ج 1 ، ص 163 و 165 . ( 2 ) نهج البلاغه صبحى الصالح ، ص 260 شماره 182 . ( 3 ) كافى ، ج 7 ، ص 202 ، ح 1 . ( 4 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 71 . ( 5 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 113 . ( 6 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 114 .