السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

262

تفسير الميزان ( فارسي )

ازل رانده بود ، و در امثال آيه « وَإِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَآبٍ جَنَّاتِ عَدْنٍ . . . هذا ما تُوعَدُونَ لِيَوْمِ الْحِسابِ » « 1 » از آن خبر داد . و اگر وعده خود را با وصف « مسئولا - درخواست شده » توصيف كرد ، به اين جهت بود كه متقين از پروردگار خود با زبان حال و استعداد ، آن را خواسته بودند ، و يا با زبان قال و دعاهاى خود از درگاه پروردگارشان مسألت نموده بودند ، و يا بدين جهت بود كه ملائكه اين درخواست را براى متقين كرده‌اند ، هم چنان كه قرآن كريم درخواست ملائكه را چنين حكايت مىكند : « رَبَّنا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ » « 2 » و يا آنكه جهت آن ، همه اين درخواستها بوده . مرحوم طبرسى در آيه مورد بحث گفته : جمله * ( « كانَتْ لَهُمْ جَزاءً وَمَصِيراً » ) * حال از ضمير جنت است ، كه در جمله * ( « وُعِدَ الْمُتَّقُونَ » ) * در تقدير است ، و جمله * ( « لَهُمْ فِيها ما يَشاؤُنَ » ) * حال از متقون است « 3 » . و تجزيه اى كه وى كرده ، از تجزيه ساير مفسرين بهتر است ، كه گفته‌اند « 4 » هر دو جمله استينافى و ابتدايى ، و در مقام تعليل و به منزله جواب از سؤال مقدر است . * ( « وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ وَما يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّه . . . » ) * ضميرهاى جمع چهارگانه همه به كفار برمىگردد و مراد از « آنچه مىپرستند » ملائكه و معبودهاى بشرى و بتها است ، اگر چنانچه كلمه « ما » را اعم از غير ذوى العقول و ذوى العقول بدانيم ، و اگر مختص غير ذوى العقول بدانيم تنها شامل بتها مىشود . و مشار اليه به اشاره « هؤلاء » در جمله * ( « عِبادِي هؤُلاءِ » ) * كفارند ، و معناى آيه روشن است . * ( « قالُوا سُبْحانَكَ ما كانَ يَنْبَغِي لَنا أَنْ نَتَّخِذَ مِنْ دُونِكَ مِنْ أَوْلِياءَ ) * . . . * ( قَوْماً بُوراً » ) * پاسخ معبودهاى كفار از سؤال خداى تعالى است ، كه فرمود : * ( « أأَنْتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبادِي هؤُلاءِ ) * - آيا شما اين بندگان مرا گمراه كرديد ؟ » ، و پاسخ خود را با تسبيح خدا آغاز كردند ، و اين از ادب عبوديت است كه هر جا گفتگو از شرك و يا هر جا كه به وجهى بويى از شرك مىآيد خدا از آن تنزيه شود . و معناى اينكه گفتند : « براى ما سزاوار نبود كه غير از تو اوليايى بگيريم » اين است

--> ( 1 ) سوره ص ، آيات 49 تا 53 . ( 2 ) پروردگار ما ! ايشان را به جنات عدن داخل فرما . سوره مؤمن ، آيه 8 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 163 . ( 4 ) روح المعانى ، ج 17 ، ص 246 .