السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
240
تفسير الميزان ( فارسي )
ثبوت خير كثير در خدا ، با اينكه آن خير عايد خلقش مىشود ، كنايه است از جوشش و فوران خير از او بر خلق او ، به خاطر اينكه كتابى بر بنده اش نازل كرده كه فارق ميان حق و باطل ، و نجات دهنده عالميان از ضلالت ، و سوق دهنده به سوى هدايت است . و اگر در آيه شريفه نزول قرآن را از ناحيه خدا ، و رسول خدا ( ص ) را فرستاده او ، و نذير براى عالميان خوانده ، و نيز قرآن را فرقان و جدا كننده حق از باطل ناميده ، و رسول را بنده خداوند ، بر عالميان معرفى كرده ، اشعار دارد بر اينكه مملوك خدا است ، و هيچ اختيارى از خود ندارد ، همه به منظور زمينه چينى براى مطالبى است كه بعدا از مشركين حكايت مىكند ، كه به قرآن طعنه زدند كه اين افتراء بر خدا است . و محمد ( ص ) آن را از پيش خود تراشيده ، و قومى ديگر نيز او را كمك كردهاند ، و اينكه پيغمبر طعام مىخورد ، و در بازارها راه مىرود ، و طعنه هاى ديگرى كه زدند ، و پاسخى كه از طعنه هاى ايشان داده . پس حاصل كلام اين شد كه قرآن كتابى است كه با حجتهاى باهره خود بين حق و باطل جدايى مىاندازد ، پس خودش جز حق نمىتواند باشد ، چون باطل ممكن نيست ميان حق و باطل فارق باشد ، و اگر خود را به صورت حق جلوه مىدهد ، براى فريب دادن مردم است . و آن كسى كه اين كتاب را آورده عبدى است مطيع خدا كه عالميان را با آن انذار نموده ، و به سوى حق دعوت مىكند پس او نيز جز بر حق نمىباشد ، و اگر بر باطل بود به سوى حق دعوت نمىكرد ، بلكه از حق گمراه مىساخت ، علاوه بر اين خداى سبحان در كلام معجز خود به صدق رسالت او شهادت داده ، و كتاب او را نازل از ناحيه خود خوانده . از اينجا معلوم مىشود اينكه بعضى « 1 » از مفسرين گفتهاند : مراد از « فرقان » مطلق - كتابهاى آسمانى و نازل بر انبياء است ، و مراد از « عبد او » ، عموم انبياء است ، صحيح نيست و دورىاش از ظاهر لفظ آيه بر كسى پوشيده نمىباشد . لام در جمله « * ( لِيَكُونَ لِلْعالَمِينَ نَذِيراً ) * » لام تعليل است ، و مىرساند كه هدف از تنزيل فرقان بر عبدش اين است كه بيم دهنده جميع عالم از انس و جن باشد ، چون كلمه جمع در صورتى كه الف و لام بر سرش در آمده باشد استغراق و كليت را مىرساند . و همين تعبير يعنى آوردن صيغه جمع با الف و لام خالى از اشاره به اين معنا نيست كه براى همه عالم يك إله و
--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 18 ، ص 231 .