السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
218
تفسير الميزان ( فارسي )
زكات را يادآورى كرد ، براى اين بود كه اين دو تكليف در ميان تكاليف راجع به خدا و خلق به منزله ركن است ، و جمله * ( « وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ » ) * انفاذ ولايت آن جناب است در قضاء و در حكومت . و جمله * ( « لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ » ) * تعليل براى امر است به مصلحتى كه در مامور به هست ، و معناى آن به طورى كه از سياق بر مىآيد اين است كه خدا و رسول را اطاعت كنيد ، كه در اين دو اطاعت اميد آن هست كه رحمت الهى شامل شما شود ، و خدا وعده خود را درباره شما انجاز كند ، و يا انجاز آن را زودتر كند ، چون بر طرف شدن نفاق از بين مسلمانان ، و عموميت يافتن صلاح و اتفاق كلمه حق ، كليد انعقاد مجتمعى است صالح ، كه هر قسم خيرات به سويش سرازير مىشود . * ( « لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مُعْجِزِينَ فِي الأَرْضِ وَمَأْواهُمُ النَّارُ وَلَبِئْسَ الْمَصِيرُ » ) * اين آيه تتمه آيات قبل است ، و در آن وعده استخلاف در زمين و تمكين دين و تبديل خوف به امنيت را كه در آيات سابق بود تاكيد مىكند . پيامبر خود را خطاب مىكند به خطابى مؤكد ، كه زنهار ، خيال نكنى كه كفار خداى را در زمين عاجز مىكنند ، و با نيرو و شوكت خود جلو خداى را از انجاز وعده اش مىگيرند ، و اين بيان و حقيقت بشارتى است به رسول خدا ( ص ) ، به كرامتى كه به امت وى كرده ، و اينكه دشمنانش شكست خورده و مغلوب خواهند شد ، و چون بشارت به آن جناب بود ، لذا او را مخاطب قرار داد ، و اين التفات را به كار برد . و چون نهى مذكور ( خيال مكن ) در معناى اين است كه به زودى كفار به حكم اجبار دست از معارضه با دين و اهل دين بر مىدارند ، لذا جمله * ( « وَمَأْواهُمُ النَّارُ . . . » ) * را بر آن عطف كرد ، و گويا فرموده است : ايشان در دنيا شكست خورده ، و در آخرت در آتش منزل مىكنند ، كه بد باز گشت گاهى است . بحث روايتى در مجمع البيان در ذيل آيه : * ( « وَيَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّه . . . » ) * گفته : بعضى گفتهاند : اين آيات در شان مردى از منافقين نازل شد كه بين او و مردى يهودى مرافعه اى بود ، يهودى پيشنهاد كرده بود كه مرافعه را نزد رسول خدا ( ص ) ببرند ، ولى منافق حاضر نشد و پيشنهاد كرد كه نزد كعب بن اشرف بروند .